تعداد بازدید: ۱۰۱
کد خبر: ۱۸۲۲۳
۲۲ فروردين ۱۴۰۱ - ۱۰:۱۲ - 11 April 2022
برای سازمان‌هایی با ساختار بزرگ، واحد مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی مجزا بهترین حالت خواهد بود و در سازمان‌های با ساختار کوچک ممکن است مناسب‌ترین حالت گزارش دهی واحد‌ها از طریق مسیر‌های یکسان باشد لذا این روش سودمندتر بوده و در غیر این صورت، دسترسی به آن مشکل است.

پايگاه خبري تحليلي پاکسان نيوز: برای سازمان‌هایی با ساختار بزرگ، واحد مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی مجزا بهترین حالت خواهد بود و در سازمان‌های با ساختار کوچک ممکن است مناسب‌ترین حالت گزارش دهی واحد‌ها از طریق مسیر‌های یکسان باشد لذا این روش سودمندتر بوده و در غیر این صورت، دسترسی به آن مشکل است.
یک کارشناس رسمی دادگستری گفت: در الگو‌های راهبری امروزی به طور همگانی پذیرفته شده که واحد‌های مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی از اجزای کلیدی هستند.
رامین زمانی، حسابدار رسمی، در گفتگو با جهان اقتصاد با اشاره به مطلب فوق گفت: مدیریت ریسک به فعالیت‌های هماهنگ برای هدایت و کنترل سازمان با توجه به ریسک گفته می‌شود و در مقابل حسابرسی داخلی فعالیتی اطمینان بخش و مشاوره‌ای مستقل بوده که به منظور ارزش افزایی و بهبود عملیات سازمان طراحی شده است، حسابرسی داخلی با ایجاد رویکردی منظم و اصولی به سازمان کمک می‌کند که برای دستیابی به اهداف، اثربخشی فرآیند‌های راهبردی، مدیریت ریسک و کنترل را ارزیابی کرده و بهبود بخشد. با توجه به تعاریف ذکر شده مسئولیت مدیریت ریسک در سازمان بر اساس مدیریت عملیاتی استوار است در حالیکه حسابرسی داخلی، از مدیریت عملیاتی مستقل بوده و فعالیت‌های اطمینان بخشی و مشاوره‌ای را انجام می‌دهد که به صورت مستقل برای ارزیابی اثربخشی فرآیند‌های ایجاد شده به وسیله مدیریت عملیاتی طراحی شده اند.
این کارشناس رسمی دادگستری بیان داشت: مطابق با تعاریف مندرج در ایزو ۲۰۰۹ در حال حاضر ریسک به عنوان تایید عدم اطمینان در دستیابی به اهداف در نظر گرفته می‌شود. ریسک می‌تواند با هر یک از پیامد‌های مثبت یا منفی یا هردوی آن‌ها مشخص شود و این پیامد‌ها را باید با اهداف سازمان مرتبط ساخت.
زمانی گفت: ریسک پذیری عنصر جدایی ناپذیر از راهبرد، محرک حیاتی در دستیابی به اهداف و همچنین بخشی از تصمیم گیری هر شرکت است. راهبرد و ریسک مفاهیم نوینی نیستند، هر چند مشخص شده ریسک موضوعی است که نهاد‌های نظارتی و قانونی در بسیاری از مراجع صلاحیتدار، بسیار به آن توجه می‌کنند. توانایی ارزیابی و پاسخ گویی به چگونگی مدیریت ریسک یک شرکت، ارتباطی فراتر از سهامداران و هیات مدیره ایجاد می‌کند که خود برگرفته از اثرگذاری شرکت بر تمامی ذینفعان شامل کارکنان و جوامعی که شرکت در آن به تجارت می‌پردازد و در موارد خاص، بازار‌های ملی و بین المللی است.
وی افزود: برای راهبری، الگو‌های گوناگونی وجود دارد، اما الگو‌هایی که به صورت عمومی پذیرفته شده اند، دو جزء اصلی هر ساختار راهبری هستند، اثربخشی روش‌های مدیریتی مدیریت ریسک و نظارت حسابرسان داخلی در خصوص کارآیی این روش ها. مادامی که تعهد به ایجاد و حفظ چارچوب مدیریت ریسک بر عهده مدیریت است، تعهد به آزمون اثربخش بودن چارچوب مدیریت ریسک نیز بر عهده سازمان است.
وی با مروری بر مسئولیت‌های حسابرسی داخلی در استاندارد‌های بین المللی رویه‌های حرفه‌ای حسابرسی داخلی، که بوسیله انجمن حسابرسان داخلی (IIA) منتشر شده، ابراز داشت: اینگونه آمده که حسابرسی داخلی باید اثربخشی را ارزیابی و به بهبود فرآیند‌های مدیریت ریسک کمک نماید.
زمانی با اشاره به این که یکی از موارد مرتبط با حسابرسی داخلی، ماهیت ارتباط آن با واحد مدیریت ریسک و در حالتی است که ارزیابی اثربخشی مدیریت ریسک جزئی از مسئولیت هایش باشد، گفت: این کار نیازمند مستقل بودن از واحد‌های مورد بررسی و نقش مشاوره ایشان به سازمان‌ها است، جایی که تجربه و تخصص آن‌ها می‌تواند فوایدی با خود به همراه داشته باشد. بنابر این می‌توان گفت مدیریت ریسک ابزار مدیریتی و حسابرسی داخلی ابزار سازمانی است.
این کارشناس رسمی دادگستری با اشاره به این که تمرکز حسابرسی داخلی و دیگر واحد‌های نظارتی و بررسی کننده باید نه تنها به اثربخشی کنترل ها، که بر ایجاد اطمینان در اثربخشی مدیریت ریسک باشد. بیان داشت: مدیریت ریسک باید همواره در زمینه‌ی دستیابی به اهداف سازمانی قابل درک باشد و بنابراین کنترل‌ها عامل دستیابی به این هدف هستند.
این حسابدار رسمی با اشاره به این که در ایزو ۳۱۰۰۰ اینطور بیان شده که هر ریسکی باید دارای یک مالک تعیین کننده باشد، گفت: منظور کسی است که ریسک را عنوان و تصمیم گیری در خصوص آن را راهبری می‌کند؛ به عبارت دیگر ریسک‌ها از آن یک تصمیم گیرنده هستند، نه گروهی جداگانه مانند حسابرسی داخلی یا بخش مدیریت ریسک و این یکی از مهم‌ترین نوآوری‌ها می‌باشد. حسابرسی داخلی نباید به نمایندگی از سازمان به ارزیابی ریسک بپردازد. نقش این حسابرسان یاری رساندن به تصمیم گیرندگان در دستیابی به مناسب‌ترین راهکار‌های بهبود ریسک و سپس نظارت و بررسی ریسک‌ها و کنترل آن است.
زمانی در پایان پیشنهاد کرد که برای سازمان‌هایی با ساختار بزرگ، واحد مدیریت ریسک و حسابرسی داخلی مجزا بهترین حالت خواهد بود و در سازمان‌های با ساختار کوچک ممکن است مناسب‌ترین حالت گزارش دهی واحد‌ها از طریق مسیر‌های یکسان باشد لذا این روش سودمندتر بوده و در غیر این صورت، دسترسی به آن مشکل است.

 

منبع: مرتضی ابراهیمی/جهان اقتصاد

ارسال نظر
نام:
ایمیل:
* نظر: