امروز پنجشنبه ، ۹۸/۳/۳۰ - ۰۴:۱۰

خديجه(س) بانوي مهرباني و ايثار

1339980_287.jpg

 

دهمین روز از ماه رمضان سال دهم بعثت ‏(3 سال قبل از هجرت) می گذشت که واقعه ای رخ داد؛ در هنگامه ای که مسلمانان در شعب ابی طالب در محاصره بودند و وجود حضرت خدیجه کبری تسلای خاطری برای رسول گرامی اسلام در آن وضعیت سخت و طاقت فرسا بود.
آری! پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله یار دیرینه خود را از دست داد.
چون حضرت خدیجه بانوى فداکار و همسر بى نهایت مهربان حضرت رسول(ص) در سن شصت و پنج‏سالگى از دنیا رفت ، پیامبر(ص) او را با دست مبارک خویش در حجون مکه (قبرستان ابوطالب) به خاک سپردند . حزن در گذشت او پیامبر(ص) را بسیار محزون ساخت به همین دلیل آن حضرت سال در گذشت‏حضرت خدیجه را عام الحزن‏ - سال اندوه - نام نهاد. از ثروت بسیار حضرت خدیجه همسر بى‏همتاى پیامبر(ص) اسلام رونق یافت .

حضرت خدیجه س در حالی به همسری محمد ابن عبدالله در آمد که از ثروت و شهرت خاصی در عربستان برخوردار بود و خواهان زیادی از میان ثروتمندان قریش داشت . در این دوره زمانی حضرت محمد(ص) هنوز به رسالت برانگیخته نشده بود واز ثروت و مکنت نیز برخوردار نبود . ایشان در این زمان تحت سر پرستی جد بزرگوارشان حضرت عبد المطلب زندگی می کردند و شهرتی مگر در راستکاری و امانت داری نداشت اما حضرت خدیجه س او را بر گزید و پس از رسالت آن حضرت نه تنها تمام سختی ها را به جان خرید و سرمایه خویش را برای هدف شگفت رسول الله(ص) خرج کرد بلکه اولین زنی است که به پیامبر اسلام ایمان آ ورد .

معرفي خديجه
پدر او: خو يلد بن عبد الغري بن قُصَي بن كلاب است.
مادر او: فاطمه دختر زائده بن أصَم است.
تولد: سال 68 پيش از هجرت
فرزندان: قاسم، عبدا...، زينب، ام كلثوم، فاطمه و رقيه مي باشند.
لقب: طاهره
وفات: در ماه رمضان سال دهم بعثت و پس از سه روز بعد از وفات ابوطالب است.
پيغمبر(ص) او را در حجون دفن كرد و خود او را در قبر گذاشت و سال وفات او عام الاحزان (سال اندوه ها) ناميده شده است و خديجه به هنگام وفات 65 سال داشت.
در هنگام ازدواج با پيغمبر(ص) عمر شريف آن حضرت 25 سال و عمر خديجه 40 سال بود. ثروتش از همه قريش بيشتر بود و اهالي مكه با اموال او پيش از آنكه با پيغمبر (ص) ازدواج كند تجارت مي كردند و خديجه پس از ازدواج با پيغمبر هر چه داشت به وي بخشيد و اين ثروت هنگفت از پايه هاي تشكيل دهنده دعوت اسلامي به شمار مي رود.
سخن از اسلام خديجه گفتن در واقع سخن از اسلام در روز نخستين است. همه امت اتفاق نظر دارند كه خديجه اولين بانويي است كه اسلام آورده است. در همان زماني كه پيامبر گرامي از اذيت و آزار و دشواريها رنج مي برد، آنجا كسي بود كه از بار اندوه و غمهاي او مي كاست و موجب مي شد كه غمها و اندوه هاي خويش را به فراموشي سپارد. او تنها خديجه همان زن با ايمان بود، همان زن گرانقدري كه ياور و شريك محمد (ص) بود.
تبسم خديجه كوله بار اندوه و دردها را از محمد (ص) سبك مي كرد و دوستي نمايان بر چهره اش موجب مي شد كه پيغمبر دردها و رنجهاي خود را از ياد ببرد. ايمان خديجه پيغمبر را از يك آينده درخشان و با شكوه براي دعوت خبر مي داد و استواري عقيده اش دليلي بر آغاز پيروزي بود. اموال خديجه در واقع كليد شكست اين محاصره بود. او مواد مصرفي را چندين برابر قيمت واقعيش از براي غذاي كساني كه ميان امت بودند مي خريد تا اينكه سالهاي محاصره اقتصادي با سلامت و رهايي امت سپري شد و حيله قريش با شكست و ناكامي مواجهه گرديد.
رسول گرامي (ص) به خاطر صداقت و امانتي كه از او نمايان شده بود به صادق و امين معروف بود و خداوند حاضر و ناصر چنين مي خواست كه خديجه داراي سيره اي باشد كه بدان از همه زنان منحصر بفرد باشد، به همين جهت در دوره جاهليت به طاهره معروف بود و همين لقب براي شرف و افتخار او كافي است.
ابن عباس گفته است: رسول خدا (ص) بر روي زمين چهار خط كشيد و گفت آيا مي دانيد اين چيست؟
گفتند: خدا و رسولش داناترند.
پس رسول خدا (ص) گفت: بهترين زنان اهل بهشت چهار تن هستند: خديجه دختر خويلد، فاطمه دختر محمد (ص)، مريم دختر عمران و آسيه دختر مزاحم زن فرعون.
مناقب خديجه فراوان است و او از ميان زنان كسي است كه به مرحله كمال رسيده است. او خردمند و با جلال و متدين و پاكدامن و بزرگوار و از اهل بهشت بود. پيغمبر (ص) او را ستايش مي كرد و بر ديگر زنان مؤمن برتري مي داد و او را بسيار بزرگ مي داشت تا جائيكه عايشه مي گفت: به زني رشك نبردم آنچنان كه به خديجه حسد ورزيدم زيرا كه پيامبر (ص) بسيار زياد از او ياد مي كرد.
و بدينگونه او در تاريخ حيات رسول اكرم (ص) زني عادي نبود. بسبب فداكاري شگفت انگيز اين بانوي پارسا، پيامبر (ص) او را بسيار بزرگ مي داشت. سه سال پيش از هجرت، در تلاطم وقايع وتند باد مصائبي كه از سوي قريش و سايرين بر پيامبر (ص) وارد مي شد شعله اي فروزان رنگ باخته، به خانوشي مي گرائيد. رسول اكرم (ص) به سادگي نمي توانست اين خبر دلخراش را بپذيرد. او بدين ترتيب انساني را از كف مي نهاد كه عالي ترين نمونه وفا و فداكاري و جامع ترين بيانگر راستي بود.
آخرين سخن خديجه، به هنگامي كه بر بستر مرگ خفته بود، از درد و رنج هائي كه در راه پيامبر(ص) ديده بود كم ارج تر نبود. لحظه اي كه شبح مرگ بر چهره او سايه افكنده بود به پيامبر چنين مي گويد:
« اي رسول خدا ...... من در حق تو كوتاهي كردم و آنچه شايسته تو بود، انجام ندادم.از من در گذر و اگر اكنون، دل در طلب چيزي داشته باشم, خشنودي توست.»
كلمات بر لبان پاكش مي لغزد و آخرين نفسهايش را با خشوع و ايمان بر مي آورد ...... خدا خديجه را رحمت كند. آن نمونه بارز زن مسلمان كه براي عقيده و رسالتش پيكار كرد.

سال های تیرگی و رنج

لحظه ای با پیامبر هم نفس بودن، یا لحظه ای چشم در نگاه مهربانش دوختن می ارزید به یک عمر سختی کشیدن و رنج بردن. برای خدیجه کبری ـ که سلام خدا بر او باد ـ سال های با پیامبر بودن سال های رنج نبود؛ بلکه سال های بدون پیامبر، سال های تیرگی و رنج بود. با پیامبر بودن اگرچه در ظاهر دشوار و پر بود از تحمل سرزنش ها و طعن ها، تحمل ضربات سنگ و گرسنگی و خستگی و تحمل لحظه های پرآشوب دشمنی های دشمنان با پیامبر، امّا این همه برای خدیجه ای که محو عشق پیامبر بود و جز نور پیامبری هیچ چیز دیگری نمی دید و برای او که نگاه پیامبر را با عالمی ثروت عوض نمی کرد، از عسل شیرین تر بود. سلام خدا بر او و بر پیامبر خدا.

سیده بطح

خدیجه بنت خُوَیْلِدْ ـ که سلام خدا بر او باد ـ زنی بود مورد احترام و صاحب نام، آن هم در دوران تاریک جاهلیّت عرب و دوران ننگ شمردن زنان. اخلاق حَسَنه، بزرگواری و بزرگ منشی خدیجه از سوی و ثروت بسیار او از سوی دیگر او را در میان زنان قریش و بلکه زنان عرب برتری داده بود، آن گونه که او را ملکه عرب و سیّده بطحا لقب داده بودند. زنی پاکدامن و عفیف، با اخلاق و آدابی نیکو و با مرتبه ای بالا از فهم و اندیشه؛ زنی که لایق همسری با خورشید هدایت و لایق مادری برترینِ زنانِ عالم، فاطمه زهرا، شد. زنی فداکار و از جان گذشته که در راه محبّت پیامبر نه از ثروت و شهرت اجتماعی، که از جان نیز دریغ نکرد. سلام خدا بر او باد.

ازدواج مبارک

بانوی بزرگوار عرب، خدیجه ـ که سلام خدا بر او باد ـ مدتی است که امور تجاری خود را به امین مکّه، محمّد بن عبد الله ـ که درود خدا بر او باد ـ سپرده است و از سوی وَرَقَةَ بْنِ نَوْفِل عموی خدیجه به ابوطالب(ع) عموی محمد(ص) پیغام داده که خدیجه، درخواست ازدواج با محمّد(ص) را دارد و مَهر خود را از مال خویش می دهد. چندی بعد ازدواج سر می گیرد؛ ازدواجی مبارک که دنیاخواهان و ظاهرپرستان را در تحیّری بی پایان وا می نهد؛ در این اندیشه که خدیجه ثروت کلان خود را با فقر محمّد، یتیم قریش، آمیخته است. آری سرزنش ها خواهند کرد کوردلانی که برق سکّه های خدیجه را می دیدند و از دیدن انوار محمّدی کور بودند. خدیجه(س) پا بر همه رسوم جاهلی و همه ضدارزش های زمان نهاده، به همسری رسول خدا در می آید و به وادی سعادت همیشگی قدم می نهد. پیامبر همواره حتی بعد از رحلت او از او به نیکی یاد می کردند.

گران ترین مهریه

ثروتمندترین زن قریش و شاید ثروتمندترین زن سرزمین بطحا اینک قصد ازدواج کرده است. بسیاری در این اندیشه اند که چه مَهر گزافی باید پرداخته شود! امّا خدیجه(س) مهرش را از مال خود قرار داد. چشم ها به تحیّر گشوده شد و زبان ها به سرزنش. یکی از قریش گفت: «عجب است که مهر را زنان برای مردان ضامن می شوند!» و ابوطالب عموی بزرگوار پیابمر ـ که سلام خدا بر آنها باد ـ همان دریای غیرت و کوه صلابت، خروشید که: «اگر شوهران دیگر چون فرزند برادر من باشند زنان به گران ترین قیمت ها و بلندترین مهرها ایشان را طلب خواهند کرد و چون مانند شما باشند، زنان مهر گران از شما خواهند خواست» و به راستی که خدیجه عالمی را به پای یک نگاه مهربان پیامبر(ص) فدا می کرد.

همسری با خورشید

در عالم خواب خدیجه ـ که سلام خدا بر او باد ـ می بیند که خورشید با همه عظمتش و با همه نورانیّتش روی آسمان مکّه چرخ می خورد و پایین می آید و او چشم از خورشید بر نمی دارد، تا خورشید پایین و پایین تر می آید و در خانه او به زمین می رسد. فردا خدیجه(س) این رؤیای شگفت را برای عمویش وَرَقَةِ بن نوفِل نقل می کند و او که از جمله قسّیسان و علمای بزرگ زمان بود می گوید که: «تو با مرد بزرگی ازدواج خواهی کرد که شهرت او عالمگیر خواهد شد». خدیجه ـ سلام الله علیها ـ در تصمیم خود درباره ازدواج با محمد امین(ص) محکم تر می شود و می بیند روزی را که خورشید عالم اسلام و خورشیدی ترین مرد عالم، پیامبر خدا، محمّد مصطفی(ص) در خانه اوست. درود خدا بر پیامبر و بر همسر فداکارش خدیجه.

اولین زن مسلمان

پانزده سال از ازدواج بانوی بزرگ عرب خدیجه با بهترین شوی آسمانی می گذرد. محمّد امین ـ که درود خدا بر او باد ـ هر روز برای عبادت به غار حرا می رود و هر روز نورانی تر از پیش باز می گردد؛ امّا امروز هنگام بازگشت در جمال او نوری می درخشد و جلالتی موج می زند که نظر بر چهره اش نمی توان کرد. خدیجه(س) می پرسد: «یا محمد، این چه نوری است که در تو می بینم؟» و محمّد مصطفی، رسول برگزیده خدا می فرماید: «این نور پیامبری است. ای خدیجه، بگو لا اله الاّ اللّه و محَمّدٌ رسولُ اللّه». خدیجه(س) که سال هاست او را پیامبر خدا می داند، لب به شهادتین می گشاید و اسلام می آورد. او اوّلین زنی است که جامه پرسعادت اسلام پوشید و این افتخار همیشه در تاریخ زندگی او خواهد درخشید.

عالم الحزن

بعد از گذشت بیست وپنج سال، در سال دهم بعثت دورانِ شیرینِ بودن با پیامبر(ص) برای خدیجه(س) به پایان رسید. او با فاصله سی یا سی وپنج روز از رحلت عموی پیامبر، ابوطالب، به سوی بهشت بال گشود و دل زلال و مهربان پیامبر(ص) را سرشار از اندوه کرد، آن گونه که پیامبر آن سال را عالم الحزن یا سال اندوه نام نهادند. دو یار واقعی و دو حامی فداکار پیامبر(ص) او را تنها گذاشته بودند و پیامبر در اندوه آنها چنان غمناک بود که کمتر از خانه بیرون می رفت. رحلت این بانوی بزرگ و این زن نمونه اسلام و روز اندوه پیامبر را ـ که درود خدا بر او باد ـ به جهان اسلام تسلیت می گوییم.

رحلت خدیجه(س)

خدیجه همسر فداکار پیامبر پس از دوران سراسر فداکاری و از جان گذشتگی و در پایان زندگی سراسر عشق نسبت به خدا و رسولش، پیامبر خدا را تنها گذاشت. ایشان خود به میان قبر رفتند و او را با دستان مبارک خود به خاک سپردند و از آن پس به هر بهانه ای از خدیجه به بزرگواری یاد می کردند و به نیکی سخن می گفتند. درود خدا بر رسولش و بر خدیجه یاور مهربان پیامبر.

چهل شب صبوری

خداوند پیامبرش را به چهل شب عبادت دعوت کرده و امر فرموده است که از خانه و همسر دوری گزیند و به عبادت بنشیند و این دعوت را به خدیجه نیز ابلاغ کند. عمّار صحابی وفادار حضرت از سوی پیامبر برای خدیجه ـ که درود خدا بر آنان باد ـ پیام می برد که، این چهل شب هجران نه به دلیل کراهت و انزجار، که به امر خداست. خدا تو را دوست دارد و به تو مباهات می کند. در خانه بمان و در به روی هیچ کس مگشای. خدیجه این بنده مطیع خدا و این دریای وفا و اخلاص و صبوری، چهل شب به امر خدا و رسولش با تنهایی انس می گیرد و چشم بر در می دوزد. اشک چه یار مهربانی است برای او در این همه تنهایی! شاید هم اوست که یاری می کند تا شام چهلمین فرا رسد و خدیجه پاداش صبر برگیرد. سلام خدا بر او باد.

برترین نور

خدیجه همسر وفادار رسول خدا ـ که درود خدا بر آنها باد ـ به امر خدا و به خواست شوی بزرگوارش رسول خدا چهل شب را با تنهایی گذرانده و چشم بر در داشته است تا در شام چهلمین صدای در بلند می شود و خدیجه(س) می پرسد: کیست کوبنده دری که جز محمّد سزاوار کوبیدن آن نیست؟ صدای ملکوتی رسول محبت را می شنود که: باز کن خدیجه، محمّدم. این زیباترین صدایی است که خدیجه(س) چهل شب در انتظار شنیدنش صبوری کرد و پاداش این صبوری در فراق پیامبر، دُردانه هستی زهراست. آری، خدیجه اینک حامل محبوبه خدا، فاطمه زهرا(س) است. رحمت خدا بر او که بنده مطیع خدا و یار وفادار رسول خدا بود.

تولد بهشتی

زمان تولد دختر پیامبر، برترین زن عالم، فاطمه زهرا(س) نزدیک است. خدیجه ـ سلام اللّه علیها ـ که بر خلاف نظر بسیاری از زنان و مردان قریش ازدواج با پیامبر را برگزیده بود، امروز دست تقاضایش را برای یاری، زنان قریش رد کرده اند. گفته بودند: به یاری تو نمی آییم که حرفمان را نشنیدی و با یتیم مکّه ازدواج کردی و ثروتت را با فقر محمّد تباه کردی. خدا در پاداش خدیجه(س) چنین رقم زد که چهار زن از زنان بهشت از برترین زنان عالم به یاری او بیایند و با ملایکی چند، خدیجه دل شکسته را خرسند کنند. گوارا باد شربت مهر الهی بر او که زلال مهر بر پیامبر جاری کرد.

مباهات خدا

امروز بانوی بزرگ اسلام، همسر گرامی رسول خدا و اولین زن مسلمان، بال به سوی بهشت می گشاید. امروز یادآور حزنی بزرگ برای پیامبر خداست. اندوهی گران و مصیبتی جان سوز در رحلت همسری مهربان و یاوری فداکار؛ زنی مؤمن، عفیف، شجاع و ایثارگر که پیامبر به او بشارت می دهند: «ای خدیجه، در حق خود جز نیکی گمان مبر که خدای تعالی هرروز بارها با ملایک خود به تو مباهات می کند». سلام خدا بر او و شوی بزرگوارش رسول خدا باد.

نماز جماعت آسمانی

کعبه، خانه خدا، چندی است بر خود می بالد که قبله گاه نماز جماعتی آسمانی شده است. رسول خدا(ص) حضرت علی(ع) و حضرت خدیجه(س) اولین منادیان اسلام، در میان تاریکی کفر و جهل، نور ایمان می پراکنند و شمیم اسلام می فشانند. در زمانی که طوفان جهالت، هرچه نهال انسانیت و گل بوته ایمان هست بر می کَند و به دست فنا می سپارد، سه باغبانِ از جان گذشته، راست قامت، غرق در نور و مؤمن به خدا، گل های ایمان و عبادت می کارند. خدیجه(س) این زن شجاع و استوار و از جان گذشته در برابر چشم همه دشمنان اسلام به آنان ملحق شده است تا پیام راستین اسلام را هرچه بهتر به گوش جهان برسانند. و درود خدا بر آنها که یاوران نهال نورسیده اسلام بودند.

جراحت سنگ

به همسر پیامبر، خدیجه ـ سلام اللّه علیها ـ خبر می رسد که کفّار در راه خانه تا مسجدالحرام بر پیامبر هجوم آورده و او را با سنگ مجروح کرده اند. این همان خبری است که خدیجه نگران شنیدنش بود واز هراس آن به خود می لرزید. امّا او را در برابر آن همه دشمن، آن هم دشمنانی کوردل و جاهل، چه چاره ای است جز آن که خود را سپر سنگ ها کند و جراحت بر جان بپذیرد تا پیامبر کمتر آسیب ببیند و سپس با سفره نانی و کوزه آبی به غار حرا برود و رسول خدا، همسر بزرگوارش را از مهر خود سرشار کند و او را به مهربانی تیمار دهد.

خداوندا، به پاداش مهرش بر او مهربانی جاری کن.

عشق به اسلام

امروز روز رحلت بانوی گران قدر اسلام و حامی و پشتیبان فداکار و با صلابت نهال تازه روییده اسلام، خدیجه کبری است. بانویی از خود گذشته و با ایمان که انیس تنهایی ها و سختی های پیامبر بود و مایه تسلی دلِ آن رسول مهر. بانویی ثروتمند که از همه اموالش در راه اسلام گذشت و ذره ای از جان و مالش دریغ نکرد. لحظه به لحظه اش را صرف خدمت به پیامبر فرمود و در همه سختی ها و گرفتاری ها خود را شریک پیامبر دانست و خود را در تحمل بار همه دردهای پیامبر سهیم کرد. او چنان به اسلام و پیامبر عشق ورزید که جز نور محمّدی و شمیم خوش اسلام دل به چیز دیگر نسپرد و برای هیچ چیز دیگری ارزش قائل نشد. رحلت این بانوی بزرگ بر جهان اسلام تسلیت باد.

برترینِ زنان عالم

خدیجه کبری بانوی بزرگ عرب و همسر گرامی رسول خدا ـ که سلام خدا بر آنان باد ـ از برگزیده ترین و برترین زنان عالم است. او از جمله زنانی است که خداوند تعالی از میان زنان بهشت برگزید و برتری داد؛ چنان که رسول خدای می فرماید: «خداوند از زنان چهار تن را برگزیده است: حضرت مریم(س)، آسیه همسر فرعون، حضرت خدیجه کبری و حضرت فاطمه زهرا(س)». درود خدا بر آنها و بر همه پیامبران الهی اش.

قصری در بهشت

فاطمه(س)، محبوبه خدا، دردانه رسول خدا(ص) بسیار کوچک بود که مادرش خدیجه را از دست داد و فاطمه کوچک ـ که سلام خدا بر او باد ـ چون جای مادر را خالی دید، نگران و آشفته چشم در چشم پدر دوخت و به زبان کودکانه اش مادر را طلبید. پیامبر، این دریای مهر و لطافت، با این قلب عاشق فاطمه و محزون از هجران خدیجه(س) چه می توانست بگوید، جز آن که باز هم جبرییل این یاور همیشه لحظه های دشواری به یاری بیاید و خبر برساند که خدا به تو پیام می دهد: «سلام مرا به فاطمه ام برسان و بگو که مادر تو را در قصری از قصرهای بهشت جای دادیم که از طلا و یاقوت سرخ فراهم آمده است و او را با مریم دختر عمران و آسیه هم خانه ساخته ایم». این همان چیزی بود که در رحلت جان سوز مادر برای این دردانه تسلای دل بود.

آسمانی بودن

خدا در آفرینش تو ای خدیجه، ای بانون بزرگ، نشان داد که چگونه دل انسان می تواند در میان همه تاریکی ها و جهالت ها روشن و پرنور بماند. نمایاند که چگونه می شود در میان همه دنیاپرستی ها و با همه قدرت و مکنت، دل از دنیا کَند و به آسمان راهی جُست. خدا در وجود تو حقیقت نورانی بودن دل را به تصویر درآورد. دل می تواند پر از نور ایمان باشد حتی اگر در عمق دریای جهالت به سر برد و حتی اگر در دنیاخواهی ها و مال پرستی ها اسیر باشد. انسان می تواند دل به دنیا نسپرد، اگرچه ثروتمندترین باشد و شهیرترین؛ چنان که خدیجه(س) چنان کرد؛ دنیای بی ارزش را فدا کرد و لایق همسری رسول خدا شد، گرچه سرزنش ها شنید که ثروتت را بر باد دادی، امّا او به معدن وجود راه یافته بود. خدایا ما را در پیروی از آن راستْ قامتان مستدام بدار.

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی