امروز جمعه ، ۹۸/۲/۶ - ۰۴:۲۷

عدالت‌خواهی حداقلی سالمندان؛

سالمندی در ایران به کجا خواهد رفت؟

سالمندی در ایران به کجا خواهد رفت؟

پايگاه خبري تحليلي پاکسان نيوز: در گذر از پارک‌ها و خیابان‌ها با بسیاری از سالمندان زن و مردی مواجه می‌شویم که یا درگیر این هستند که زمانی را بگذارنند یا تکیده در گوشه‌ای افتاده‌اند و تکدی گری یا دستفروشی کار روزمره شان شده است. عاقبت به خیر شدن، مقوله‌ای است که همه به دنبالش هستند. وقتی که زندگی ورق می‌خورد و خود را آماده می‌کند برای ورود به دهه 50، 60، 70، دیگر آن جوان سابق نیست که بتواند دنیا را نیز به تصاحب خود در بیاورد. دیگر آن دوره گذشته است. با توجه به اینکه ایران، دارای بالاترین سرعت در ورود به سنین سالمندی است، بسیاری از وظایف را برای دولت رقم می‌زند. وظایفی که می‌تواند همان عاقبت به خیری را برای بسیاری از سالمندان و بازنشستگان به همراه داشته باشد.


روند سالمندی جمعیت
به گزارش سلامت نیوز به نقل از روزنامه ابتکار، سیاست‌های توسعه در امر بازنشستگی، همیشه و همه جا وجود داشته است. شناختی که باید از سوی دولت ایجاد شود و توسعه را با پدیده سالمندی منطبق کند. امری که بسیار ضروری می‌نماید. این روند در جهان و به دنبال آن در ایران، بسیار با سرعت انجام می‌پذیرد. روندی که به آن روند سالمندی جمعیت می‌گویند. در گذشته‌ای نه چندان دور، سالمندی بر اساس سنی که فرد عمر کرده است، تعریف می‌شد اما دیدگاه جدید بر احتمال بقا استوار است؛ «بقا»! تعداد سال‌هایی که فرد سالمند زنده خواهد ماند. «زنده»!


مهره‌های کنار هم چیده شده
مسن‌هایی که مهره‌های شطرنج خود را در کنار هم می‌چینند، به میان‌شان می‌روی. شاید لحظه‌ای صحبت کردن با آنها، دردشان را التیام ببخشد. قاسم جبرئیلی، مرد پنجاه ساله‌ای است که شغل آزاد دارد. وی با بیان اینکه بیش از ده سال است در این شغل فعالیت می‌کند، می‌گوید: در جوانی در کارخانه مبل سازی مشغول به کار بوده ام که متاسفانه ورشکست شد و تمام کارگران خود را اخراج کرد. وی که در حال حاضر کارگر ساختمان است، می‌افزاید: بیست سال سابقه بیمه بنده هیچ نتیجه‌ای نداشته و طبق قوانین کار و تامین اجتماعی هیچ مستمری دریافت نکرده‌ام. بیمه، تامین اجتماعی، قوانین کار! شاید کلیدواژه‌هایی است که در میان ابروان گره خورده این افراد باید به خوبی دنبالش گشت.


آواره ام!
بهروز، متولد 1337 است. این را بخش بخش می‌کند و می‌گوید. انگشتش را نیز به نشانه تاکید تکان می‌دهد. شخص دیگری است که در گوشه‌ای از پارک لاله تهران روی چمن‌ها به استراحت مشغول است. وی در جواب اینکه شغل شما چیست؟ می‌گوید: آواره! و ادامه می‌دهد: کارگر هستم و هشت فرزند دارم. یکی از پسرانم بیماری قلبی دارد و با مراجعه به بیمارستان وقتی با هزینه 15 میلیونی آن مواجه شدم، چاره‌ای جز به خانه بردن فرزندم نداشتم. «آواره ام!» این هم شاید کلامی است که ذهنت را با خود درگیر می‌کند و دایم مرورش می‌کنی و می‌خواهی پناهش را یا جایگزینش را بیابی! وی با بیان اینکه در 6 ماه گذشته فقط 30 روز را مشغول به کار بوده، می‌گوید: متاسفانه حضور افغان‌ها با درخواست حقوق ناچیز زندگی را برای ما سخت و سخت تر کرده است. از طرفی یارانه‌هایی که دولت در نظر گرفته، پاسخگوی نیازهای ما نیست و حتی کفاف قبوض مصارف خانگی را نیز نمی‌دهد.


تدابیر عادلانه
باید به سراغ شان رفت. هم آنها و هم اینها. باید از دل سالمندان حرف‌ها را بیرون کشید و بعد به سراغ متولیانش رفت. مجتبی رحماندوست، عضو کمیسیون اجتماعی مجلس شورای اسلامی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی روزنامه ابتکار می‌گوید: «انسان در هر سنی، شغلی باید به خانواده و جامعه خود کمک کند. حال برخورد ناجوانمردانه شرایط زندگی است که سالمندان در چنین سنینی دست به تکدی گری و ... می‌زنند. وی در ادامه می‌افزاید: به طور کلی حکومت اگر تدابیری عادلانه بیاندیشد ، با توجه به توان کاری انجام شده توسط این افراد، وظیفه تامین اجتماعی و ارگان‌هایی از این دست است که نیاز این افراد را پاسخگو باشند.» اما تامین اجتماعی در کجای ماجرا قرار می‌گیرد؟


حداقل عدالت
کارگری بازنشسته است که نمی‌خواهد نامش آورده شود. در گوشه‌ای نشسته است. وی در گفتگو با روزنامه ابتکار می‌گوید: حداکثر حقوق مستمری بگیر کارگری یک میلیون تومان است. انتظاری که ما از دولت و مسئولان داریم، این است که فروشگاه‌های کارگری احداث کند که این قشر از جامعه و نه تنها بازنشستگان کارگری بتوانند خرید ارزان تری از این اماکن داشته باشند. این حداقل عدالتی است که دولت می‌تواند بین قشر کارگری و سرمایه داران لحاظ کند. «حداقل عدالت»! «علی.پ»، بازنشسته یکی از ادارات دولتی است. حقوق بازنشستگی اش، کفاف زندگی را نمی‌دهد. دغدغه اصلی اش، دو فرزندش است. وی می‌گوید: حقوق اندک بازنشستگی شاید برای من و همسر کافی باشد ولی فرزندانم در آینده چه بر سرشان خواهد آمد. وی ادمه می‌دهد: زندگی دشوار شده است. نه تنها برای ما بلکه برای جوانان نیز این گونه است. چرا باید فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد کشور با حقوق 900 هزار تومان زندگی کند؟ با این مقدار نه خانه می‌شود تهیه کرد و نه زندگی معمولی داشت. وی با بیان اینکه دولت به ازدواج تشویق می‌کند و از طرفی شرایط را آماده نمی‌کند، می‌گوید: تنها راه حل خروج از این باتلاق سالمندان و جوانان کشور حل مشکلات اقتصادی آنان است. سری تکان داده و می‌افزاید: افراد برای رسیدن به سن سالمندی سرمایه گذاری می‌کنند و طبیعی است که از این سرمایه‌گذاری بهره ببرند. در جوامع مختلف، مشکلات اقتصادی، امنیت اقتصادی، بی‌اعتمادی به آینده، افزایش تحصیلات، شانس حضور زنان، توانمندی زنان، شهرنشینی، تغییر سبک زندگی و زندگی در آپارتمان‌های شهری، موجب تغییر الگوهای ارزشی خواهند شد.


باید توجه ویژه داشت
تمامی این کلمات، در کنار یکدیگر، پازلی را می‌چیند به نام دغدغه مندی سالمندان. دغدغه‌ای که تازه در دهه‌های بالای زندگی خود، گرفتارش می‌شوند. عباس صلاحی در گفتگو با خبرنگار اجتماعی روزنامه ابتکار با بیان اینکه امید به زندگی در ایران در حال افزایش است، می‌گوید: هر چقدر امید به زندگی افزایش یابد، به همان نسبت تعداد سالمندان نیز افزایش می‌یابد. وی شهرداری و بهزیستی را از متولیان اصلی و حمایت کننده افراد سالمند می‌داند و می‌گوید: افراد بی سر و سامان مسن، در موسسات خاصی که برای تغذیه و محل خواب به دست شهرداری احداث شده حمایت می‌شوند. صلاحی می‌افزاید: این افراد یا بی سرپرست هستند یا به مشاغل کاذب عادت کرده اند. نمی‌توان مشکلات این چنینی را فقط به مسائل اقتصادی مربوط کنیم. در پایان صلاحی با بیان اینکه بسیاری از این افراد با مشکلات جسمی، قلبی، تنفسی و ... روبه رو هستند می‌گوید: با افزایش سن سالمندی، خدمات بیمه‌ای نیز به این افراد اهمیت پیدا می‌کند و سازمان‌های مربوط باید توجه‌ای ویژه‌ای به این قشر از جامعه داشته باشند.


سالمندی به کجا می‌رود؟
سن، مسن، زندگی، امید به زندگی، دغدغه، مشکلات، همه اینها سایه سنگینی را بر سر بسیاری از افرادی می‌گذارند که عاقبت به خیری را می‌خواهند. عاقبتی که باید پایانش خیر باشد. اما با افزایش روز به روز سالمندان و با توجه به وضعیت بیمه و معاش زندگی، آیا راهی هموار بر سر مسیر این افراد گذاشته خواهد شد؟ آیا رسیدن به سن سالمندی، می‌تواند استراحتگاهی برای آنانی به حساب بیاید که جوانی خود را در چین و چروک‌های صورت خود خلاصه کرده اند؟ سالمندی در ایران به کجا خواهد رفت؟

 

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی