امروز چهارشنبه ، ۹۸/۴/۵ - ۰۲:۲۲

رویارویی مردم با بیماری اعتیاد چگونه است؟

رویارویی مردم با بیماری اعتیاد چگونه است؟پايگاه خبري تحليلي پاکسان نيوز: شاید برای خیلی از شهرنشین‌ها بالاخص تهرانی‌ها اتفاق افتاده است که وقتی در حال راه رفتن در خیابان هستند، ناگهان جوانی خموده و با صدایی گرفته به سراغشان آمده و به روش‌های مختلف و با دروغ‌های عجیب و غریب طلب پول کرده است. بالطبع افراد در این شرایط واکنش‌های متفاوتی از خود نشان می‌دهند.

برخی از افراد بدون وقوف به جایگاه متزلزل اجتماعی خود با پرخاش توام با اندرز با قشر معتاد برخورد می‌کنند و عده‌ای از شهروندان هم بدون هیچ ملاحظه‌ای میزان پول مورد نیاز فرد معتاد را در اختیارش می‌گذارند.

عده غالبی از شهروندان هم جز فرار محترمانه راه دیگری را در پیش نمی‌گیرند. اما هدف از طرح این وضعیت، این است که برخی از رفتارها و مواجهه‌ها نیز در نوع خود جالب است. دوستی دارم که وقتی در برابر این وضعیت قرار می‌گرفت واکنش عجیبی از خود نشان می‌داد.

دست در جیبش می‌کرد و مبلغی در می‌آورد و بسیار قاطعانه و محترم به شخص معتاد می‌گفت «نه پول جنس می‌دهم و نه پول سیگار! فقط پول سرنگ را به تو می‌دهم که سرنگ آلوده استفاده نکنی. همین!»


فارغ از اینکه این رفتار درست است یا خیر، یا اینکه به تحسین این حرکت یا وضعیت‌های دیگری که گفته شد، بنشینیم یا در مذمتشان آنها را تقبیح کنیم، باید گفت که نوع مواجهه آن دوست یک حسن بسیار درست و سنجیده‌ای در خود دارد و آن نگرانی در برابر وضعیت سلامتی معتاد و در نهایت سایر افراد جامعه و دیگر معتادان است.


امروز در کلانشهرهای کشور از جمله تهران، اعتیاد به حدی نمود عینی و ملموس پیدا کرده که نه تنها نمی‌توان منکر وجود آن شد بلکه بخشی از حافظه بصری روزانه شهروندان شده است، کسانی که در پارک‌ها یا فضاهای مرده شهری یعنی قسمت‌های مرده فضاهای سبز شهری، ساختمان‌های نیمه‌ساخته و خرابه‌ها، زیر پل‌های اتوبان‌ها و مکان‌های تجمع زباله‌های شهری حضور دایم دارند و در ساعاتی از شبانه‌روز که ساعات کاهش تردد است به طور موقت شاهد حضور موقت آنها (معتادان) حتی در معابر و مراکز تجمع و شلوغ شهری هستیم.

در این بحث قرار نیست به ریشه‌یابی‌ها بپردازیم یا مسوولان ذی‌ربط را مقصر و عامل این وضعیت اجتماعی بدانیم بنا هم نداریم که به تحلیل وضعیت معتادان در تقابل با اجتماع حال حاضر بپردازیم چرا که سخن گفتن در باب بدیهیات و مسایلی که تاکنون به کرات گفته شده و نتیجه‌ای حاصل نشده و هیچ‌گونه تحولی در جامعه به وجود نیاورده است، سخنی به گزاف گفته شده‌ای است که خود مانند اعتیاد به عنوان معضل در جامعه کنونی ما نقش ایفا می‌کند، به این معنی که بسیاری از مردم در همین کلانشهر تهران آنقدر که از رویت بی‌دلیل و حضور عاملان مبارزه با مواد مخدر احساس مطلوب و مناسبی ندارند، از حضور گسترده معتادان در سطح جامعه گله چندانی ندارند چراکه کارخانه تولید معتاد بسیار پرتحرک و گسترده‌تر از عاملان مبارزه با موادمخدر به پیش می‌رود.

از این رو با پذیرفتن تمام موارد و معضلات موجود وظیفه‌ای بسیار سنگین‌تر و در عین حال پرمخاطره بر دوش افراد جامعه و شهروندان اعم از شهروندان سالم و شهروندان معتاد محول می‌کند.

رفتارها و وظایفی که اگر در مبارزه با گسترش تولید و توزیع مواد مخدر نقش ایفا نمی‌کند، دست‌کم محیط اجتماعی و زیست شهری مناسب‌تری را برای هر کدام از اقشار به وجود می‌آورد تا با ملاحظه یکدیگر بتوان محیط اجتماعی بهتری را از این حیث ایجاد کرد. باید به رفتارهای اجتماعی افراد و معتادان نظر داشته باشیم تا شاید بتوان دست‌کم از آسیب‌ها و آزارهای بصری شهروندان کاست یا بتوان تعریفی درست از فضاهای شهری و معتادان به عنوان طبقه یا گروهی از شهروندان اجتماعی ارایه داد.

تعریفی که در نهایت شهروندان را به ابزاری مسلح کند که بتوانند در برابر رفع این معضل راهکارهایی درست ارایه داده یا از خود بروز دهند. در این مبحث سعی شده به چند نمونه از این رهیافت‌‌ها تکیه کرد.


رهیافت اول
هر مکانی، فضای مغناطیسی و روح خاص خود را دارد. از این رو هر مکانی شاهد بروز رفتارهای فردی یا شهروندی است که همان رفتار در مکانی دیگر محلی از اعراب ندارد. شما رفتارهایی را که در باشگاه یا استادیوم ورزشی از خود نشان می‌دهید یا مثلا الزامات رفتاری که در یک مسجد یا حسینیه از خود بروز می‌دهید را در یک میدان شلوغ از خود نشان نمی‌دهید.

یک شهروند برای سوار شدن به آخرین قطار شلوغ مترو در ساعات پایانی روز یا آخرین اتوبوس شلوغی که او را به مقصد می‌رساند، رفتاری را از خود بروز می‌دهد که هیچ‌گاه آن رفتار را در ساعات میانی روز و در مواجهه با واگن یا اتوبوس خلوت نشان نمی‌دهد.

یا نوع راه رفتن و حرکت‌های فردی شهروندان هنگام رفتن به اداره یا محل کار بسیار متفاوت از زمانی است که برای خرید یا تفریح به خیابان‌ها یا مراکز فروش می‌روند. اگر با این قول موافق باشید قطعا با وجه دوم این مثال هم موافق خواهید بود که مکان‌های شهری نیز در نوع رفتارهای ما بسیار تاثیرگذار هستند.

به همان معنا که هیچ‌گاه یک خانواده برای تفریح شبانه به میدان راه‌آهن یا شوش (درتهران) نمی‌رود به همان معنا هم فضای سبز میان بلوارها جای مناسبی برای خوردن شام یا سپری کردن لحظه‌هایی آرام با اعضای خانواده نیست اما وقتی که رفتارهای شهروندی به سمت و سوی نامتعادل و ناموزون در تقابل با مکان‌های شهری پیش برود، آنگاه تضادهای میان رفتارهای شهروندی و مکان‌های شهری رخ می‌دهد.

این وضعیت یکی از تناقض‌های مهم در اصول شهروندی است. بالطبع وقتی که حریم مکان‌های شهری از سوی شهروندان نادیده گرفته شود، نابهنجاری‌ها و بزهکاری‌ها که سویه یا لایه پرتکاپوی پنهان شهری هستند، لایه‌های دیگر را پس زده و نمود عینی پیدا کرده و در سطح می‌نشینند.

یکی از مهم‌ترین معضلات جوامع در حال توسعه یا جوامعی که چند اصل محوری را برای توسعه در نظر گرفته و به سایر مکانیسم‌ها و الزامات توسعه شهری و پیرو آن، توسعه جهانی اهمیت نمی‌دهند همین حرکت لایه‌های زیرین و پنهان اجتماعی است که توسعه ناموزون و بی‌برنامه در حال دفن هرچه بیشتر این لایه‌های مخفی است، غافل از اینکه لایه‌ها هرچه قدر بیشتر دفن شوند، بیشتر شکل و سازمان می‌یابند و از دیگر نقاط یک شهر یا یک سامانه اجتماعی سر در می‌آورند. ظهور باندهای تبهکاری، شبکه‌های به هم پیوسته تولید و توزیع مواد مخدر یا باندهای قاچاق یا به بردگی گرفتن انسان‌ها، حاصل این رشد نامتوازن و یک‌سویه است.

وقتی که حریم پاک اجتماعی این‌گونه مورد تهدید و تعرض قرار می‌گیرد یا در شکل بسیار ملموس‌تر وقتی که شهروندان در معابر و مکان‌های عمومی مرتکب تخلف‌هایی از نوع تخلف‌های شهروندی می‌شوند به این معنا که زباله در معابر و پیاده‌روها می‌اندازند، آب دهان خود را به همین منوال دفع می‌کنند، مزاحمت‌های فیزیکی و زبانی برای شهروندان دیگر ایجاد می‌کنند، بی‌محابا و بدون در نظر گرفتن حضور سایر شهروندان از ناسزاهای رکیک استفاده می‌نمایند، دعواها و شرارت‌های وسیع شهری را سازماندهی می‌کنند، بدیهی است که عرصه برای حضور نابهنجاری‌های بسیار بدتر و حتی وحشتناک‌تر در مکان‌های عمومی شهری به وجود می‌آید.

در چنین شرایطی شک نداشته باشید اعتیاد و معتادان به مثابه یک معضل یا یک بیماری سخت علاج، جرات و جسارت آن را پیدا می‌کنند که از لایه‌های زیرین و پنهانی شهر که پیشتر گفته شد به اماکن عمومی و شلوغ شهری جابه‌جایی داشته و خواهان حضور در جامعه و تجربه بخشی از زندگی خود در سطح عینی اجتماعی مانند سایر شهروندان باشند.

تجربه‌هایی نظیر خیابان جمشید، محله خاک سفید یا غربت خانه در تهران به نوعی تجربه‌هایی از این دست بودند که نشانگر نه تنها عدم رعایت قوانین شهروندی و وظایف شهرنشینی بلکه مطالبه و به جریان انداختن سبک و نوع زندگی خود در سطح عینی جامعه همسو با عرض اندام سایر طبقات اجتماعی هستند.

به محض بروز چنین شرایطی این محله‌ها نه‌تنها عرصه عرض‌اندام معتادان و قاچاقچیان شده بود بلکه تقریبا هر جنس و خدمات ممنوعه نیز در این مکان قابل دسترس بود. از همه مهم‌تر وجود برخی از آیات و روایات یا احکام فقهی در باب مصرف مواد مخدر در مکان‌های مسقف و خانه‌ها دقیقا ریشه در روح مکان و احترام به خانه‌ها به عنوان سمبلی از زندگی و حیات سالم است. توجه به این مهم نشان می‌دهد که شهروندان بیش از هر کس و حتی هر ارگان قضایی یا بازدارنده‌ای در عدم بروز شرایط نامطلوب در جامعه نقش دارند.

وقتی که حرمت مکان و حریم‌های عمومی توسط خود شهروندان اطلاق و رعایت شود یا خط بطلانی بر موقعیت‌ها و تلقی‌های گذشتگان از خواستگاه‌های مکانی کشیده نشود، (برای مثال مکان‌هایی نظیر امامزاده صالح یا امامزاده حسن که امروزه در ذهن بسیاری تصویر خوردن کباب، خرید میوه‌های آنتیک، طلافروشی‌ها، بورس موبایل و لباس‌های ارزان قیمت متبادر می‌شود.)

بالطبع می‌توان از حضور نابهنجاری‌هایی نظیر حضور معتادان در معابر و مراکز عمومی، شهری خود به خود جلوگیری کرد و مانع حضور معتادان در مکان‌های فوق‌الذکر به قصد گذران بخشی از ساعات شبانه‌روزی شان و بالطبع استعمال موادمخدر در ملاء عام شد.


راهکار دوم
هر معتادی خواه به مواد مخدر سنتی معتاد باشد یا به مواد مخدر صنعتی امروزی، یک شهروند از اجتماعی است که ما در آن زندگی می‌کنیم. معتاد یک شهروند است. متعلق به طبقه خاص اجتماعی خود است و به همان اندازه صلاحیت استفاده از امکانات عمومی شهری را دارد. اما نباید فراموش کرد که بیش از سایر افراد اجتماع مستعد آسیب‌های شخصیتی در گذشته و آینده خود و نیز کج‌روی‌های اخلاقی است که هم جنبه فردی و هم جنبه اجتماعی دارند.

از این روی به محض بروز برخورد‌های نامتعارف از سوی سایر شهروندان در مواجهه با معتادان آنها نه تنها تادیب یا استحاله نمی‌شوند بلکه اولین جرقه‌های خشونت اجتماعی و پرخاشگری‌های نامطلوب از نوع شهروندی در آنها بروز پیدا می‌کند. رفتارهای نابهنجار آنها نظیر تهدید شهروندان با سرنگ‌های آلوده، سماجت بیش از حد به منظور گرفتن پول از جمله برخی از این رفتارها هستند.

رفتارهایی که باعث و بانی بروز آن رفتار شهروندان ناآگاه به نحوه مواجهه با معتادان است. نظیر استفاده از الفاظ تحقیرآمیز عملی، کراکی، ایدزی، کارتون خراب، آش و‌لاش یا ... همچنین پرخاش به آنها در مراکز عمومی یا وسایل نقلیه جمعی مبنی بر عدم نزدیکی به آنها درست نمونه‌های مشهود رفتارهای نامناسب و ناآگاهانه شهروندی هستند که از بروز عواقب نامناسب آنها پیشتر گفته شد.


از این رو وظیفه اقشار آگاه جامعه و ارگان‌های مسوول در این مهم که سالانه هزینه‌های فراوانی را صرف تبلیغات بی‌سرو ته و بی‌هدفی ممنوعیت از شیوع اعتیاد در جامعه می‌کنند، بدون آنکه حتی یک درصد از آمار سالانه گرایش افراد به اعتیاد کاسته شود یا سن اعتیاد در جامعه‌ای مانند ایران افزایش پیدا نکند. چراکه آنها ترویج‌گر الگوهای رفتاری مناسب با معتادان نیستند.

برای مثال شما به عنوان یک شهروند تهرانی یا اهوازی یا شیرازی تاکنون چند بیلبورد یا بنر شهری را در سطح شهر خود ملاحظه کرده‌اید که هشدار یا ترس از اعتیاد را تبلیغ نکند و در عوض به شهروندان نحوه برخورد با یک معتاد یا چگونگی مواجهه با خواسته‌های او را آموزش بدهد؟

رفتارها و برخورد مردم در یک سامانه اجتماعی و بر مبنای معیارهای شهرنشینی با معتادان به قدری مهم و حساس است که حتی می‌تواند در ترک زودهنگام یا دیرهنگام مواد مخدر و بازگشت با افتخار فرد معتاد به جامعه تاثیر داشته باشد. بنا بر‌این تبیین، اولویت در آموزش، نحوه رفتار و برخورد با معتادان از مهم‌ترین و حیاتی‌ترین آموزش‌ها از نوع همگانی است که باید توسط نهاد‌های دست‌اندرکار به طرز بسیار مناسب و علمی اجرایی شود.


راهکار سوم
اگر اعتیاد را یک شرایط خاص بدانیم، بسته به اینکه این شرایط برای فرد مبتلا به بیماری اعتیاد وضعیت گذار خواهد داشت یا یک وضعیت ثابت و ماندگار به همان اندازه آموزش زیستن در شرایط خاص گذار یا ثابت باید به معتادان آموزش داده شود. بالطبع در جامعه‌ای مانند جامعه ما که هنوز اختلاف نظرهای فراوانی در خصوص بیماری بودن اعتیاد یا جرم و بزه بودن وجود دارد یا هنوز معتادان دیوار ضخیمی میان خود و جامعه و تشکل‌ها و نهادهایی می‌بینند که وظیفه ارایه سرویس و خدمات به آنها را دارند، بدیهی است که تمایل و اراده‌ای در خود نخواهند دید که روحیه آموزش پذیری خود را بهبود ببخشند.

در چنین شرایطی است که بزهکاری و خرده دزدی‌های ناشیانه، استفاده غیرحرفه‌ای از اسلحه‌های گرم و سرد در حین دزدی‌ها و زورگیری‌ها توسط معتادان افزایش می‌یابد. آمارهای طلاق ناشی از اعتیاد افزایش می‌یابد. معظلی که مدت‌هاست کانون و نهاد خانواده را در کشور ما تهدید می‌کند، یکی از دلایل مهم آن فقدان همین آموزش‌های لازم برای معتادان است.

معتاد به همان علت که خاص است، زوج یا فرزندانی که با وی زندگی می‌کنند نیز خاص هستند. یک معتاد باید یاد بگیرد که اگر قصد ندارد اعتیاد خود را به این زودی‌ها ترک کند، دست کم باید با فرزندان، همسر و افراد اجتماع چگونه برخورد کند و رفتارهای اجتماعی خود را متناسب با امر مطلوب اجتماعی تنظیم و تدوین کند.

این آموزش‌ها امروزه در بسیاری از کشورها در اولویت برنامه‌های مواجهه با معتادان قرار گرفته و توانسته است نه تنها بزهکاری‌های اجتماعی را که معتادان عامل آنها هستند را بکاهد بلکه بنیان خانواده‌هایی که در آنها معتاد وجود دارد کمتر دستخوش ناملایمات رفتاری معتادان و نوسان‌های شخصیتی آنها قرار گرفته است.

در جامعه‌ای مانند جامعه ایران که علاوه بر ساختارهای عمومی- اجتماعی الزامات سنتی و دینی، حتی اگر رعایت هم نشوند اما نقش بسیاری در تصمیم‌گیری‌ها و مناسبات فردی و اجتماعی بازی می‌کنند، ضرورت آموزش مهارت‌ها و اصول زندگی برای خود فرد بیمار و خانواده وی بسیار ضروری و مهم به نظر می‌رسد.

افراد اجتماع، نهادهای مدنی و متخصص و تاثیرگذار در این امر برای کاهش آمار‌هایی که بیان‌گر لطمات به نهاد و کانون خانواده از قِبَل معضل اعتیاد هستند باید بدانند که بهترین راه کاهش آسیب اعتیاد در اجتماع، مکان‌های عمومی و ساختارهای اجتماعی نظیر خانواده، رویکرد و توجه مناسب به مبحث آموزش معتادان است. آموزش‌هایی که باید سرفصل‌های مناسبی را به عنوان الگوهای آموزشی مدنظر قرار دهد تا در کمترین زمان ممکن بیشترین بخش از نابهنجاری‌ها کاهش یافته یا تعدیل شوند.

آموزش‌هایی نظیر نحوه برخورد مناسب با اعضای خانواده در وضعیت نوسان‌های شدید شخصیتی هم برای معتادان و هم برای اعضای خانواده، آموزش‌های لازم برای ایجاد موقعیت‌ها و فضاهای عاطفی و در عین حال عینی برای معتادان از سوی اعضای خانواده به منظور بروز حس مسوولیت و رویت مشکلات ناشی از اعتیاد شخص در خانواده‌ها، آموزش‌های لازم به منظور نحوه حضور معتادان در اجتماع و اماکن عمومی که شامل آراستگی‌های ظاهری حتی به صورت حداقلی، عدم استعمال بیش از حد دخانیات در اماکن عمومی، آموزش برای کنترل نسبی وضعیت‌ها و موقعیت‌هایی که در شرایط کلی نئشه‌گی یا خماری برای فرد معتاد به وجود می‌آید در اجتماع و محیط خانه و ... بسیاری از مفاد آموزش‌هایی هستند که می‌توانند تحمل اجتماع را در برابر معتادان افزایش داده و در معتادان نیز حس شهروند بودن، مهم بودن و انسان بودن را تقویت بکند.

قطعا می‌شود با آموزش‌های مناسب عوامل کنترل اجتماعی برای آنها را بیشتر و شوق و اراده در وجودشان نسبت به بازگشت به اجتماع سالم را تحریک کرد.


منبع: روزنامه جهان صنعت

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی