امروز شنبه ، ۹۸/۱/۳۱ - ۱۳:۴۳

نامه یک فعال محیط زیستی به معاون سازمان محیط زیستِ دولت قبل:

با کینه ورزی های غیرتخصصی و جناحی امید مردم را نا امید نکنید/مقصر اصلی،دولتی بود که محیط زیست را موی دماغِ توسعه می نامید

با کینه ورزی های غیرتخصصی و جناحی امید مردم را نا امید نکنید/مقصر اصلی،دولتی بود که محیط زیست را موی دماغِ توسعه می نامید

 پايگاه خبري تحليلي پاکسان نيوز: الهه موسوی، فعالِ محیط زیست و مدیر وبسایت زمین آنلاین با ارسال نامه ای خطاب به دکتر دلاور نجفی معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت از محیط زیست در دولت قبل با بیان اینکه :«با کینه ورزی های غیرتخصصی و جناحی، امید مردم را نا امید نکنید و در راستای نجات محیط زیست، به دولت جدید و نظام اسلامی کمک کنید.» تاکید کرد : :«واقعیت این است که بحران های حوزه ی منابع طبیعی و محیط زیست، از آن دست بحران هاست که طی یک سال و دو سال پدید نمی آید و به اشخاص نیز وابسته نیست. بلکه نتیجه یک فرآیند طولانی و حرکت درازمدت است و به رویکرد کلانِ دولت ها بسیار وابسته است»

به گزارش سلامت نیوز در این نامه آمده است:
جناب دکتر دلاور نجفی معاون محترم محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست دولت نهم
این یادداشت را نه از این جهت می نویسم که پاسخ نامه ی سرگشاده ی شما به معصومه ابتکار را بدهم که ایشان و روابط عمومی سازمان شان وظیفه دارد جوابگوی عملکرد خود و نیز نامه ی شما باشد. اما این متن را به این دلیل نگاشتم که با خواندن نامه ی شما، هم متعجب شدم و هم خاطرات تلخ بسیاری در ذهنم مرور شد. خاطراتی از تصمیم ها و مصوبه های عجیب و غریب دولت نهم در حوزه ی محیط زیست که در روزنامه های مختلف قلم می زدیم. بر این اساس، این نامه نه از سر دفاع از شخص خاص و یا جریان سیاسی خاص؛ بلکه فقط برای یادآوری برخی رویدادها و اصلاح بعضی نگرش هاست.


نامه ی شما از این نظر مرا در شگفتی فرو برد که خطاب به ابتکار، سازمان محیط زیست را دفتر یک حزب سیاسی خوانده و نوشته اید:« آنچه امروز مد نظر است اختلاط بیش از حد شما با سیاست، آن هم از نوع جنجال آفرین، همزمان با اشغال پست ریاست سازمان حفاظت محیط زیست کشور است.» بعد اشاره کرده اید به مصاحبه سال گذشته ایشان با نشریه لوموند و موضع‌گیری‌های فمینیستی وی، ملاقات ماه گذشته با وزیر خارجه فرانسه و در نهایت مصاحبه جنجالی چند روز پیش با خبرنگار بی‌بی‌سی «که پیرامون آن حرف و حدیث زیادی وجود دارد» و در ادامه تاکیدتان بر اینکه « آسیب این تحرکات سیاسی متوجه محیط زیست کشور خواهد شد.»


برایم جالب است وجود این رویکرد در ذهن شما که خود از مسوولان نظام اسلامی بوده و هستید، اما از یک معاون رییس جمهور این کشور اسلامی (دولتمرد) انتظار بینش غیرسیاسی دارید؛ آنهم معاونی که قبل از محیط زیستی بودن، از اوان جوانی در حرکت بزرگ سیاسی-مذهبی انقلاب 57 – که از افتخارات بزرگان نظام اسلامی و شما است- همراه بوده و در انقلاب بزرگتر از انقلاب اول- فرمایش حضرت امام (ره) درباره ی تسخیر لانه ی جاسوسی- همگام. چگونه از چنین فردی که دارای سبقه ای سیاسی-اجتماعی- فرهنگی است انتظار دارید به خاطر اینکه ریاست سازمان حفاظت محیط زیست شده همه را کنار بگذارد و مهر سکوت بر لب بزند؟


از سوی دیگر ابتکار یک فرد آرمان گرا است و اگر از حقوق زنان حرف بزند ایرادی نیست. او یک فعال سیاسی اصلاح طلب است و هرگز این را کتمان نکرده است. قرار هم نیست که اگر فردی در حوزه ی محیط زیست یا میراث و یا هر حوزه ی دیگری کار می کند و یا مسوولیت می پذیرد به اندیشه و گرایش های فکری و سیاسی اش قفل بزند و یا اظهار نظر نکند.

مقصر اصلی، دولتی بود که محیط زیست را موی دماغ توسعه می نامید (تاکید خانم دکتر جوادی در روز تودیعشان) و محیط زیست را محیط ایست و اتفاقا کسانی را انتخاب کرد که هیچ چیزی درباره محیط زیست نمی دانستند.

هرچند باید در جاده ی محیط زیست، بی طرفانه و مستقل عمل کند و نگاهی علمی به مقوله ی مدیریت محیط زیست داشته باشد و محیط زیست را قربانی کار حزبی و گرایش های سیاسی اش نکند. بنابراین به صرف اظهار نظر و فعالیت و مصاحبه نمی توان مسوولی را گناهکار نامید و بر کارنامه اش بدون بررسی دقیق و بی طرفانه خط بطلان کشید.


جناب دکتر عزیز
بنا به تاکید تمام اندیشمندان علوم سیاسی از ارسطو تا امروز، سیاست یعنی اداره امور جامعه و منزل،
و مهم تر از آن به گفته شهید مدرس« سیاست ما عین دیانت ماست» پس اگر انتظار غیرسیاسی بودن از یک مسوول جمهوری اسلامی را دارید نه علمی است و نه دینی. صد البته که شما خود بهتر این ها را می دانید؛ اما چرا به ابتکار خرده گرفته اید شاید از این منظر است که از قوت گرفتن دوباره بینش و روش اصلاح طلبی ناراحتید؛ وگرنه انتخاب شخص شما و رییس تان یعنی خانم دکتر واعظ جوادی در دولت نهم نیز تنها مبنای سیاسی داشت و بس.

انصافا خود شما که در دولت احمدی نژاد به عنوان معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست انتخاب شدید چه سبقه ی محیط زیستی داشتید؟ و نیز خانم دکتر واعظ جوادی چه؟ آیا تجربه ی حتی یک ساعت کار در این حوزه را داشتید یا رشته ی تخصصی تان بود؟ چه رزومه یا سابقه و یا حتی فعالیت داوطلبانه ای در این زمینه داشتید؟

آیا جز این بود که به خاطر فعال سیاسی بودن در جبهه ی اصولگرایی به عنوان معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط زیست دولت نهم انتخاب شدید و بعدها که در بین اصولگرایان میانه رو و افراطی شکاف پدید آمد شما و خانم دکتر جوادی نیز قربانی شدید و برکنار؟!

جناب دکتر دلاور نجفی
شما مدیر دولتی بودید که همه چیز را و اتفاقا مقوله ی محیط زیست را کاملا سیاسی کرده بود و حتی با خبرنگاران این حوزه، برخوردی کاملا سیاسی و حتی امنیتی داشت. البته از انصاف دور نشوم که شخص شما همواره به رسانه ها پاسخگو بودید و حتی اگر در بسیاری موارد از گفتن حقیقت دوری می کردید- شاید معذور بودید- اما عموما به تماس تلفنی خبرنگاران پاسخ می دادید و با آنها –حداقل با بنده- رفتاری محترمانه و حرفه ای داشتید.

با این همه اما مناسبات اصلی سازمان حفاظت محیط زیست در زمان تصدی گری شما بر مسند معاونت، بسیار سیاسی تر از امروز بود؛ به گونه ای که اغلب خبرنگاران رسانه های دولتی و طرفدار دولت وقت، مورد تایید و توجه ویژه ی سازمان بودند؛ به نشست های خبری و سفرهای مطبوعاتی دعوت می شدند و بقیه گاه حذف و گاه مورد غضب خانم رییس وقت. حتی در ابتدای ورود ایشان به سازمان در سال 84 نیز برخوردهای کاملا سیاسی با مدیران کل زمان اصلاحات و نیز کارشناسان سازمان در سراسر ایران صورت گرفت و برای برخی پرونده سازی های بی پایه و اساس نیز شد که ریشه ی تمام شان سیاسی بود.


البته نمی خواهم بگویم که این روش، صد در صد مورد تایید شما بوده؛ چرا که یک سازمان، تنها به یک شخص وابسته نیست و مناسبات فرهنگی جامعه، ساختارهای سیاسی و رویکرد کلان دولت هاست که آن رفتارها را رقم می زند. اما در همان حال ساختارشکنی نیز کار یک مدیر متعهد و دلسوز است که می تواند این روش ها را اقلا در دستگاه و پرسنل خودش اندکی اصلاح کند. برایم بسیار جالب است که در نامه تان هیچ اشاره ای به این مناسبات نکرده اید.

آقای دکتر نجفی
انحلال شورای عالی محیط زیست به عنوان عالی ترین مرجع تصمیم گیری محیط زیست کشور از مهم ترين و آسیب رسان ترین اقدامات به محيط زيست کشور در دولت نهم اتفاق افتاد و در واقع راه را برای تخلفات جدی تر در این حوزه تا پایان دولت دهم باز کرد. حذف بودجه ی بسیاری از طرح های کلان موثر از جمله «طرح جامع کاهش آلودگی هوای تهران و کلانشهرها» که موجب تشدید آلودگی هوا شد و « خرید زباله سوزها» به بهانه ی نبود بودجه؛ نقض مصوبات و قوانین قبلی مبنی بر عدم استقرار صنایع آلاینده بزرگ مثل صنایع نفتی و پتروشیمی در سه استان شمالی ایران و مصوبه دولت مبنی بر احداث پتروشیمی در استان گلستان ( که هنوز با صرف میلیاردها تومان مانند جنازه بر روی دست مردم گلستان مانده)، مصوبه احداث پتروشیمی در جنگل های سراوان گیلان که 400 هکتار جنگل را قربانی می کرد، ضعف روابط جهانی محیط زیستی و برخی اقدامات مشترک با همسایگان غربی و هجوم موج گسترده گردوغبار به کشور، احراز رتبه ميان پنج كشور نخست در فرسايش خاك، نقض مصوبات قبلی مبنی بر عدم استقرار صنایع جدید در حریم 120 کیلومتری تهران و حریم 50 کیلومتری اصفهان، مصوبه دولت مبنی بر احداث جاده کنار گذر انزلی در میانه تالاب بین المللی انزلی، موافقت با تخریب پوزه های سنگی در پارک ملی گلستان ساخت دیواره های بتونی کاملا غیرعلمی در این پارک به رغم مخالفت کارشناسان سازمان، مصوبه احداث جاده در پارک ملی خجیر تهران برای اتصال اتوبان بابایی به پاکدشت، دستور مستقیم رییس جمهوری مبنی بر عبور خط لوله نفت ری- قوچک از داخل پارک ملی سرخه حصار، مصوبه ساخت پالایشگاه در استان مازندران، طرح های متعدد واگذاری اراضی ملی به افراد در قالب طرح هایی چون باغشهر و بوستان خانواده و نابودی منابع طبیعی به بهانه ساخت مسکن و ایجاد باغ، تعریض جاده پارک ملی گلستان و تبدیل آن به اتوبان 4 بانده علی رغم مصوبات قبلی دولت پیشین مبنی بر خروج این جاده از داخل پارک ملی گلستان، انتخاب مناطق نمونه گردشگری در مناطق تحت حفاظت سازمان محیط زیست و واگذاری این اراضی به بخش خصوصی، تبدیل بخش های بیشتری از منطقه حفاظت شده و پارک ملی کویر به پادگان های نظامی و میدان مانور و تلاش برای ایجاد سایت های ذخیره سازی گاز و اکتشاف نفت در پارک ملی کویر،عدم پرداخت حقابه تالاب ها و دریاچه ها برای پر کردن سدها و مصرف هرچه بیشتر مردم از آب که منجر به نابودی تالاب هایی چون بختگان و پریشان و ارومیه و گاوخونی و آلاگل و آلماگل و آجی گل شد، صدور مجوز حفاری در پارک ملی نای بند برای وزارت نفت، نشت چندین باره لوله های انتقال نفت در استان های مختلف کشور، خرید هواپیماهای ناامن و پرهزینه جایروپلن برای گشت هوایی استان تهران که با صرف میلیاردها تومان هزینه آخرش منتهی به کشته شدن یک خلبان جوان و متلاشی شدن کل گشت هوایی و تبدیل هواپیماها به آهن پاره شد و بسیاری از دیگر طرح ها که مجال آن در این مقاله نیست از جمله اقدامات سازمان محيط زيست در طي چهار سال تصدی گری شما بزرگوار بوده است.

کشتی سوراخ شده ی محیط زیست ایران هر روز بیشتر به غرق شدن نزدیک می شود و همه مان از اصلاح طلب تا اصولگرا و دیگر گرایش ها و جناح ها درون آن نشسته ایم. اگر فکر می کنید هنوز هم به دلیل عصبانیت سیاسی و پرخاش به جناح مقابل می توان اردوگاه خود را نجات داد و رقیب را غرق کرد سخت در اشتباهید.


نمی خواهم بگویم شما برای محیط زیست هیچ تلاشی نکردید. ان طور که بعدها دیدیم دولت پس از شما تخریب و کوتاهی هایش در حوزه محیط زیست هزار برابر بیشتر بود. با این همه اما بازنگری اشتباهات و رصد خود و عملکرد خود از مهم ترین رموز اصلاح امور یک کشور است که انتظار داریم شما نیز این کار را بکنید. چنانکه امام جعفر صادق (ع) به مومنان سفارش کرده اند که « عیوب خودت را بیش از برادر یا حتی دشمنت دریاب.»


جناب آقای دکتر نجفی گرامی
واقعیت این است که بحران های حوزه ی منابع طبیعی و محیط زیست، از آن دست بحران هاست که طی یک سال و دو سال پدید نمی آید و به اشخاص نیز وابسته نیست. بلکه نتیجه یک فرآیند طولانی و حرکت درازمدت است و به رویکرد کلانِ دولت ها بسیار وابسته است؛ اتفاقا اصلاح آن نیز همین گونه است. نه یک شخص می تواند معجزه کند و نه می تواند آثار به جا مانده از سیاست های دهه های پیشین را به سرعت اصلاح کند. بر این اساس، بنده مانند شما معتقد نیستم که هر چه خرابی در حوزه ی محیط زیست دولت نهم رخ داد تقصیر شما و شخص خانم دکترجوادی است؛ هر چند قبول کاری که در حوزه ی تخصص، تجربه و دغدغه ی شما نبود بار این تقصیر را بر دوش تان می گذارد.

با این همه مقصر اصلی، دولتی بود که محیط زیست را موی دماغ توسعه می نامید (تاکید خانم دکتر جوادی در روز تودیعشان) و محیط زیست را محیط ایست و اتفاقا کسانی را انتخاب کرد که هیچ چیزی درباره محیط زیست نمی دانستند. اما در همین حال نمی توانیم منکر این مقوله شویم که وضعیت محیط زیست ایران در زمان دولت نهم - و بدتر از آن دهم- اسف بارترین وضعیت در دولت های پس از انقلاب بوده است.


نزول 14 پله اي رتبه محيط زيست ايران در سطح جهان در دولتی که شما معاونت محیط زیستش را بر عهده داشتید اتفاق افتاد که البته خانم دکتر واعظ جوادی آن را رد کرد و بقیه مسوولان دولت، آنرا نتیجه یک تحقیق غیرعلمی و غیرمنصفانه غربی ها نامیدند. اما ناشی گری های رییس سازمان در آنزمان به آنجا رسید که حتی غلامحسين الهام، سخنگوي دولت وقت به صراحت از بی کفایتی ایشان سخن به میان آورده و در جمع خبرنگاران در انتقاد از او گفت: ‏‏«رئيس سازمان محيط زيست‎ ‎يک زمين شناس است نه کارشناس محيط زيست و به همين دليل گاهي نظراتش را در‏‎ ‎قالب زمين شناسي ارائه مي کند که رسانه ها نبايد اينقدر به آن حساسيت‎ ‎نشان دهند و معلوم نيست اين اظهارنظرها چقدر دقيق و برمبناي کارشناسي‎ ‎باشد.»


بر این اساس منصفانه نیست که ابتکار را به دلیل داشتن اندیشه ی اصلاح طلبانه مورد هجوم قرار بدهیم؛ آنهم در زمانی که او قدم های مثبت و موثری در حوزه ی اصلاح امور کلان محیط زیستی کشور برداشته است؛ از جمله اینکه برخی استادان و بزرگان محیط زیست را – حتی منتقدان و مخالفان خودش را – ارج نهاده و گاه حتی در حلقه ی مشاورانش نشانده است؛ دقیقا همان بزرگانی که در زمان شما در جایگاه "مغضوب علیهم " قرار گرفته و حتی به عنوان یک استاد دانشگاه نیز برایشان احترام قائل نمی شدند. - هر چند اشتباهات سازمان و ریاستش را نیز نباید منکر شد و باید نقدشان کرد؛ اما منصفانه و معقول و مستند.


به هر حال کشتی سوراخ شده ی محیط زیست ایران هر روز بیشتر به غرق شدن نزدیک می شود و همه مان از اصلاح طلب تا اصولگرا و دیگر گرایش ها و جناح ها درون آن نشسته ایم. اگر فکر می کنید هنوز هم به دلیل عصبانیت سیاسی و پرخاش به جناح مقابل – مخصوصا در آستانه ی انتخابات- می توان اردوگاه خود را نجات داد و رقیب را غرق کرد سخت در اشتباهید. این مردم چشم امید به شما دست اندرکاران بسته اند و همه در برابر آنها مسوولند؛ پس با کینه ورزی های غیرتخصصی و جناحی، امید آنها را ناامید نکنید و در راستای نجات این کشتی، به دولت جدید و نظام اسلامی کمک کنید. فراموش نکنید که شما هنوز هم یکی از مردان نظام هستید که در پدیدآمدن چالش های پیش رو سهیم هستید.


منبع: سلامت نیوز

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی