امروز پنجشنبه ، ۹۸/۳/۳۰ - ۰۶:۱۲

کلاسهای فشرده باعث دلزدگی دانش آموز می شود

کلاسهای فشرده باعث دلزدگی دانش آموز میشود

پايگاه خبري تحليلي پاکسان نیوز: در آستانه آخرين ماه تابستان هستيم و تعطيلات با هر كيفيتي براي دانش‌آموزان در حال اتمام است. با وجود اين، تابستان براي والدين دانش‌آموزان معناي ديگري دارد.

انتخاب مدرسه و مكان آموزشي متناسب با شرايط و انتخاب‌هاي موجود كه البته با دخل و خرج خانواده هم سازگاري داشته باشد دغدغه‌اي بزرگ براي كساني است كه با آن درگيرند.

شهريه چند ميليوني برخي مدارس غيرانتفاعي كه در مواردي دست كمي از شهريه دانشگاه آزاد ندارد براي اغلب خانواده‌هاي ايراني مبلغ كمي نيست در حالي كه برخی كارشناسان آموزشي عنوان مي‌كنند كيفيت آموزش در اين مدارس بعضا اگر بدتر از مدارس دولتي نباشد بهتر نيست.

درباره دانش‌آموزاني كه وضعيت تحصيلي بهتري دارند و نخبه تلقي مي‌شوند نيز حساسيت زيادي براي انتخاب مدرسه وجود دارد و اغلب اين دانش‌آموزان در مدارسي خاص و جدا از ديگران درس مي‌خوانند و وارد دانشگاه مي‌شوند در حالي كه روانشناسان معتقدند رقابتي كه در اين مدارس وجود دارد براي سلامت رواني دانش‌آموزان تهديد تلقي مي‌شود.

سال گذشته تعداد دانش‌آموزاني كه در مدارس غيردولتي تحصيل كرد‌ند، بيش از يك‌ميليون ‌و600‌هزار نفر بود. در سال تحصيلي گذشته شهريه مدارس غيردولتي خاص در مقطع ابتدائي 7 ميليون تومان و غيردولتي معمولي بين دو تا پنج ميليون تومان گزارش شده است. شهريه مدارس غيردولتي خاص هم در مقطع راهنمايي 10 ميليون تومان و شهريه مدارس معمولي هم بين 3 تا 7 ميليون تومان بوده است. در اين بين دبيرستان‌هاي غيردولتي خاص 12 ميليون و پيش‌دانشگاهي‌هاي خاص نيز تا 15ميليون تومان از دانش‌آموز شهريه گرفته‌اند در حالي كه شهريه دبيرستان‌هاي غيردولتي معمولي بين 4 تا 9 ميليون و پيش‌دانشگاهي‌هاي غيردولتي معمولي هم 9 تا 12 ميليون گزارش شده است.

شهريه 15 ميليوني و آموزش سليقه‌ايبا وجود مشخص بودن تعرفه‌هاي مدارس غيردولتي در مواردی نحوه دريافت شهريه و ميزان آن همگي بستگي به ديدگاه مديران مدارس غيردولتي دارد كه با توجه به تورم هر روز هم بالاتر مي‌رود. بر اساس آمارها، نرخ دريافتي در برخي از مدارس غيردولتي تهران تا مرز 15 ميليون‌ تومان هم مي‌رسد.

در مقايسه با شهريه‌هاي دانشگاه آزاد، شهريه برخي از مدارس غيردولتي از هزينه دريافت مدرك كارشناسي در چهارسال اين دانشگاه در برخي رشته‌ها نيز بيشتر است، اما تفاوت اين است كه اين هزينه‌ها فقط در يك‌سال و حتي در بعضي مدارس در مقاطع ابتدائي بابت شهريه از دانش‌آموزان دريافت مي‌شود. وقتي از مديران امر درباره دريافت هزينه‌هاي هنگفت اين مدارس سوال مي‌شود، همگي اجراي طرح‌هاي «فوق برنامه» را از علل زياد بودن ميزان شهريه دانش‌آموزان معرفي مي‌كنند. برخي از منتقدان يكي از مشكلات مدارس غيرانتفاعي را تامين‌نبودن معلمان اين مدارس عنوان كرده‌اند. نداشتن آينده شغلي مناسب يكي از دغدغه‌هاي برخي از معلمان اين مدارس است.

منتقدان مي‌گويند از آنجا كه مدارس غيرانتفاعي به‌صورت خصوصي اداره مي‌شود، بيشتر سليقه بر آن حاكم است و بنابراين به اين مدارس بيشتر تجاري نگاه مي‌شود تا آموزشي ‌و پرورشي؛ به همين دليل، معلمان اين قبيل مدارس با كمترين حقوق و گاهي بدون قرارداد و بي‌آنكه سابقه‌اي براي آنها لحاظ شود و از مزاياي بيمه و بازنشستگي برخوردار باشند، استخدام مي‌شوند.

برخلاف تصور، در ميان مشتريان مدارس غيرانتفاعي تعداد پولدارها كم است. اغلب دانش‌آموزان اين مدارس بچه‌هاي كارمندان دولت، معلمان و ديگر اقشار حقوق‌بگيرند. كيفيت آموزشي يكسانيك كارشناس آموزش و پرورش درباره تفاوت‌هاي مدارس دولتي و غيرانتفاعي مي‌گويد: ساختار آموزشي مشكلات ريشه‌اي دارد و به نوع مدارس ارتباط ندارد.

محمدرضا نيك‌نژاد مي‌افزايد: برخی مدارس غيردولتي برخلاف آنچه برخي تصور مي‌كنند با اخذ شهريه‌هاي زياد براي اينكه در ظاهر نشان دهند با مدارس عادي تفاوت دارند كلاس‌هاي فشرده و مازاد بر نياز و توان دانش‌آموزان برگزار مي‌كنند كه نه تنها سودي ندارد بلكه باعث دلزدگي و بي‌انگيزگي دانش‌آموز مي‌شود. او عنوان مي‌كند: براي مثال برخي مدارس غيردولتي در مقطع ابتدائي اين شعار را سر مي‌دهند كه از دوران دبستان دانش‌آموزان را براي كنكور تربيت مي‌كنند در حالي كه چنين چيزي امكان ندارد.

علاوه بر اين، فعاليت‌هاي فوق برنامه‌اي كه در اين مدارس برگزار مي‌شود عمدتا کمتر نفعي به حال دانش‌آموزان دارد و به دليل اينكه در ساعات اضافه بر مدرسه و اوج خستگي و بازدهي كم دانش‌آموز گنجانده مي‌شود اثر معكوس دارد. نيك‌نژاد درباره انتخاب مدرسه مناسب به والدين توصيه مي‌كند: والدين دنبال خصوصي يا دولتي بودن مدرسه نباشند، زيرا كيفيت آموزش در همه مدارس ايران يكسان است. بنابراين سعي كنند تا جاي ممكن مدرسه‌اي را انتخاب كنند كه فشار كمتري به دانش‌آموز وارد كرده و با محيطي شاد و دانش‌آموزاني كم مكان امني براي رشد دانش‌آموز باشد.

همچنين تا جاي ممكن سعي كنند مدارسي را انتخاب كنند كه شهريه كمتري داشته باشد زيرا اغلب مدارس غيردولتي دنبال گرفتن پول از والدين هستند تا مخارج گرداندن اين مدارس را كه كم هم نيست تامين كنند در حالي كه در عمل نشان داده‌اند کمتر فعاليت خاصي را ارائه مي‌دهند. تبديل حس متفاوت بودن به يك هنجاردر اين ميان تعدادي از مدارس مشهور و پرمشتري، شهريه مصوب را رعايت نمي‌كنند و بدون رسيد و مدرك از چندصدهزار تا چندميليون‌تومان تحت عناوين پرزرق‌ و برق پول مي‌گيرند. در سال‌هاي اخير كارشناسان مسائل اجتماعي و همچنين روانشناسان هشدار داده‌اند كه چشم و هم‌چشمي پديده‌اي است كه مي‌تواند به بروز آسيب‌هاي مختلف منجر شود.

اين چشم و هم‌چشمي در همه زمينه‌ها حتي در مدرسه‌اي كه افراد كودكانشان را به آن مي‌فرستند وجود دارد چرا كه برخي مي‌خواهند در هر زمينه‌اي بگويند ما متفاوت از ديگران هستيم. يك روانشناس درباره اين مدارس به «آرمان» مي‌گويد: جدا كردن دانش‌آموزان بر اساس عاملي مانند هوش و قرار دادن آنها در يك محيط مجزا (گلخانه‌اي) اثرات مخرب و زيانباري هم در بعد آموزش و هم در بعد پرورش بر دانش‌آموزان خواهد گذاشت. مهدي حاجي‌اسماعيل ادامه مي‌دهد: قرار دادن دانش‌آموزان در يك رنج (دامنه) هوشي مشخص و بالا در كنار هم آنان را در يك رقابت فشرده و در يك ماراتن نفسگير قرار مي‌دهد و عقب ماندن از بقيه و كسب نمره و رتبه كمتر باعث شكست و به هم خوردن تعادل رواني فرد مي‌شود و اعتماد به نفس او را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

نخبه‌پروري مانند يك «سم» روح و روان دانش‌آموزان را افسرده مي‌كند در حالي كه هدف از آموزش رشد منطقي و همه‌جانبه جنبه‌هاي مختلف شخصيت است. او عنوان مي‌كند: نخبه‌پروري سندرمي است كه سلامت و پويايي نظام آموزشي را تهديد مي‌كند. برخي از مدارس هدف از آموزش را گم كرده‌اند و تصور مي‌كنند كه ارائه فهرستي از نخبگان (برگزيده‌ها) و پذيرفته‌شدگان براي رويت مراجعان و تبليغات آن واحد آموزشي براي جذب مشتري بيشتر و در نتيجه «تجارت و سودآوري» بيشتر هدف غايي تعليم و تربيت است.

حاجي‌اسماعيل ادامه مي‌دهد: البته ممكن است اين وضعيت خوشايند اوليای دانش‌آموزان نيز باشد چرا كه متاسفانه حس «متفاوت بودن» در جامعه ما به يك هنجار تبديل شده است و بسياري از اوليای دانش‌آموزان حاضرند براي آن پول بيشتري نيز بپردازند! او مي‌گويد: در سطوح بالاتر نيز، مسئولان تصور مي‌كنند كه تعداد رتبه‌هاي موفق المپيادي مويد تلاش موثر و كارنامه مثبت در راستاي حركت به سوي اهداف نظام آموزشي است و همه اينها در حالي اتفاق مي‌افتد كه آمارها عكس آن را نشان مي‌دهند.

اين روانشناس عنوان مي‌كند: به عنوان نمونه، بيكاري تعداد قابل توجهي از تحصيلكردگان نشانه ناكارآمد بودن اينگونه سياست‌ها و روش‌هاست. به نظر مي‌رسد نظام آموزشي به یک تحول اساسي در داده‌ها و محتوا نياز دارد.


منبع: روزنامه آرمان

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی