امروز یکشنبه ، ۹۸/۵/۲۷ - ۱۷:۳۵

از چه زمانی وضعیت تغذیه ای ایرانیان بحرانی شد؟

از چه زمانی وضعیت تغذیه ای ایرانیان بحرانی شد؟

به گزارش پاکسان نیوز به نقل از فرارو،به صورت میانگین تورم در اقلام خوراکی ازتورم کلی بسیاربالاتر بوده است و می‌توان نتیجه گرفت که با توجه به بیکاری بالای ده درصد (و یا سی درصد؟) و دستمزدی که با تورم کلی بالا رفته است، سهم سفره غذا از دستمزد کارگران و زحمتکشان جامعه تا چه میزان بالا رفته است. اقلام باارزش غذایی همچون گوشت ومرغ، لبنیات و شیر و میوه جات و آجیل کم کم در حال محو شدن ازسفره فرودستان است تا آنجا که مسئولان از مردم می‌خواهند خوردن میوه و شیر را فراموش نکنند! از سال‌های میانی دهه چهل تا سال گذشته خریدن یک نان برای بسیاری از اقشار میسر بود ولی هم اکنون نان نسیه و نصفه نان دوباره به نانوایی ها بازگشته است و یا نان به شکلی طبقاتی عرضه می‌شود.


ایرانیان تغذیه خوبی ندارند. این موضوع سال‌ها مورد بحث است؛ چه از جانب مسئولین و پزشکانی که در این باره هشدار می‌دهند و چه از جانب خود مردم که از کیفیت بدِ غذاها شکایت دارند. افزایش ابتلا به دیابت، فشار خون بالا، داشتن کبدِ چرب، چاقی، سکته و... همگی از عوارض تغذیه نامناسب در طول زندگی هستند که البته این روزها سن ابتلا به آنها کاهش پیدا کرده است. تا جایی که معاون وزیر بهداشت از نامناسب بودن تغذیه در میان 78 درصد مردم کشور سخن گفته است. کارشناسان نیز این تغذیه نامناسب را تهدیدی جدی برای سلامت در ایران دانسته‌اند.


یک انسان‌شناس در این‌باره می‌گوید: در ایران نه فقط متولیان بهداشت و درمان،که پزشکان قسم خورده و متخصصان تغذیه نیز چندان توجهی به تغذیه کلی مردم ندارند. آنها به صورت موعظه گران مدرن در تلویزیون و یا دیگر رسانه‌های مکتوب ظاهرمی‌شوند و به شهروندان توصیه می‌کنند که سبزی و میوه بخورند و از شکر، نمک و چربی پرهیز کنند. حال آنکه ما از آنها نمی شنویم که مثلا به واردات شکر اعتراض کنند و یا از میزان بالای شکر موجود در نوشابه‌های بازار انتقاد کنند. مزدک دانشور در ابتدا به تاریخچه‌ای از تغذیه ایرانی‌ها پرداخته و دراینباره گفت: منطقه ای که به عنوان ایران تاریخی نامیده می‌شود و یا فلات نوروز را می‌توان یکی از خاستگاه‌های تغذیه پس از دوران کشاورزی دانست که در آن بسیاری از غذاهایی که ما امروزه می‌شناسیم شکل گرفته است و باید دانست که اقوام ایرانی (در کناردیگرخاستگاه‌های تمدن) از اولین اقوامی بودند که از غذا به عنوان دارو استفاده بردند و برای مواد غذایی، چگونگی تهیه، چگونگی طبخ و آماده سازی و حتی موارد استفاده از آن قوانینی نانوشته وضع کردند که از نسلی به نسلی دیگر به ارث رسیده وبسیارماندگار بوده تا آنجا که نسل سوم مهاجران ایرانی از فرهنگ اجدادی خود درعصر جهانی شدن به یاد می‌آورند، خوراک‌های آنها است.

وی ادامه داد: تغذیه ایرانیان (به جز ورود سیب زمینی و یا محصولاتی چون گوجه فرنگی که حتی با تکفیروتقبیح هم همراه بود) تا زمان اصلاحات ارضی چندان تغییری نکرد و از نظام طبایع بوعلی سینایی پیروی می‌کرد. با توجه به مرگ و میر بالای کودکان به واسطه بیماری‌های عفونی و امید به زندگی کوتاه در میان بزرگسالان به دلیل همان بیماری ها می‌توان حدس زد که تغذیه درآنچه بیماری‌های ناشی از تغذیه می‌نامیم (مثل پرخوری، چاقی، مشکلات قلبی و عروقی و ...) در آن دوران چندان محلی برای بروز نداشت، اگر از قحطی ادواری نان سخن نگوییم که آخرین آن در سال‌های اولیه دهه بیست خورشیدی (سال‌های اشغال ایران در جنگ جهانی دوم) به وقوع پیوست و انسان‌های بسیاری را به علت زمینه ضعف و گرسنگی به کام تیفوس و دیگر بیماری‌های عفونی کشاند. با همه اینها می‌دانیم که در آن دوران شکر تصفیه شده نقش اندکی در تغذیه داشت و پروتئین‌های حیوانی چندان در سفره مردم عادی پیدا نمی شد. با این حال استثنائاتی وجود داشت و مثلا بیماری ای همچون نقرس به عنوان بیماری ثروتمندان و ناشی از مصرف بالای گوشت دانسته می‌شد.


اصلاحات ارضی و تغذیه
دانشور درادامه به تحولات زندگی مردم ایران وتاثیراصلاحات ارضی برتغذیه پرداخته ودراین‌باره گفت: بعد از اصلاحات ارضی و عوض‌ شدن شیوه تولید از فئودالی- کشاورزی به نظام سرمایه داری وابسته تحولی عظیم در زندگی مردم ایران رخ داد. تقریبا هشتاد در صد مردم ایران در آستانه اصلاحات ارضی به شیوه ای زندگی می‌کردند که اجدادشان زیسته بودند. با ورود اصلاحات ارضی ، ساعت زیستی، خورد و خوراک و حتی ازدواج و ... آنان دستخوش امواج جهانی قرار گرفت و تغییر کرد. آن میزان مصرف شکر تصفیه شده، غلات فراوری شده و گوشت قرمز و چربی در تاریخ ایرانبی سابقه بود. در این زمینه اعتراضاتی صورت می‌گرفت که به نوعی دربرابر این تلاطم و طوفان تغییرخواهان مقابله و بازگشت به خویشتن بود. آل احمد یکی از این افراد بود که در برابر این هجوم همه جانبه، مامنی از جنس سنت یافته بود و حتی به شیوه تحمیلی غذاخوردن نیز اعتراض داشت.

ماکارونی، گوشت‌های فراوری شده (سوسیس و کالباس) و نوشابه‌های قندی و در یک کلام غذا‌های بی کیفیت از زمان اصلاحات ارضی به سفره‌های ما وارد شد و امروزه روز بقالی‌های دورافتاده‌ترین نقاط ایران نیز از این مواد آکنده اند.

به عنوان مثال او در کتاب غربزدگی به غذا‌های چرب و پر خامه و اجاق‌های گاز مدرن اشاره کرده و غذا‌های قدیم ایرانی همچون آب دوغ خیار را بیشتر مناسب تابستان تهران می‌دانست. این انسان‌شناس با اشاره به دیدگاه جلال آل احمد به مسئله تغذیه اظهار کرد: هرچند که جلال از دیدی واپسگرا به مسئله تغذیه می‌اندیشید وآنرا بخشی از روند غربزدگی می‌دانست،اما نمی توان تاثیر جهانی بر تغذیه مردم ایران را نادیده گرفت. به عنوان مثال هرچند که کالری مورد نیاز مردم در سال‌های پس از اصلاحات ارضی به واسطه غذا‌های نو تامین شد اما ماکارونی، گوشت‌های فراوری شده (سوسیس و کالباس) و نوشابه‌های قندی و در یک کلام غذا‌های بی کیفیت از همان زمان به سفره‌های ما وارد شد و امروزه روز بقالی‌های دورافتاده‌ترین نقاط ایران نیز از این مواد آکنده اند. در کنار حضور این مواد غذایی جدید، به واسطه امکانات نوین طول عمر افزایش پیدا کرد و زندگی شهرنشینی با سرعتی زیاد جایگزین زندگی پررنج و تلاش پیشین شد. با آنکه درآن سال ها تامین کالری مورد نیازافراد تا حد زیادی انجام گرفت اما به علت سیاست‌های ناموزون توسعه، بر روی مفاهیم سلامت آنهم سلامت ناشی از تغذیه و سبک زندگی چندان تمرکزی وجود نداشت. این یکی از عوارض تجدد آمرانه و از بالاست که عموما تک ساحتی و یکجانبه نگراست وعوارضی برای برنامه ریزی ها و سمت گیری هایش نمی بیند و نمی شناسد.
دکترمزدک دانشورهمچنین با سخن‌گفتن ازرشد طبقه متوسط در ایران ادامه داد: از سوی دیگر رشد طبقه متوسط در ایران باعث شد که کار‌های یدی بدل به کار‌های خدماتی شود و قشر بزرگی از طبقه متوسط در ایران شکل بگیرد. کارمندان ،معلمان، پزشکان و کادر درمانی ،کادر آموزشی، مهندسان و وکلا و دستگاه قضا و حتی بخشی از کادر‌های نظامی در ایران اصطلاحا پشت میزنشین به حساب می‌آمدند و فعالیت‌های روزمره شان از پدران کشاورز یا کارگرشان بسیار کمتر بود.
از رشد طبقه متوسط تا تغذیه نامناسب در ایران
وی تصریح کرد: همزمانی این دو موضوع یعنی تغییر تغذیه ایرانیان و افزایش قشر یقه سپید، عوارض تغذیه نامناسب، چاقی، بیماری‌های قلبی و عروقی و سرطان را با خود به همراه آورد. در همین راستا با عقب نشینی بخش‌های عفونی بیمارستان‌های شهری، بخش‌های سی سی یو و قلب و عروق و گوارش و انکولوژی جایگزین شد.دانشوردرپاسخ به این سئوال که چرا با وجود سخن گفتن زیاد درمورد تغذیه وسلامتی بازهم تغذیه ایرانی‌ها نامناسب است، اظهارکرد:حق با شماست.ما امروزه درسایت ها ومطبوعات چاپی و حتی برنامه‌های تلویزیونی خانواده، بسیارمی‌بینیم که مسئله تغذیه سالم و سلامتِ تغذیه مطرح می‌شود ولی متاسفانه واقعیت‌های زندگی روزمره ما از منابع دیگری رنگ می‌گیرد.

گرانی مواد غذایی
وی گفت: اولین نکته تورم و گرانی مستمر مواد غذایی در ایران پس از جنگ است. پس از پایان جنگ و برداشته شدن کوپن ها، تامین غذای فرودستان جامعه به خود آنان واگذار شده است که می‌توان حدس زد نتیجه آن چیست. به صورت میانگین تورم در اقلام خوراکی ازتورم کلی بسیاربالاتر بوده است و می‌توان نتیجه گرفت که با توجه به بیکاری بالای ده درصد (و یا سی درصد؟) و دستمزدی که با تورم کلی بالا رفته است، سهم سفره غذا از دستمزد کارگران و زحمتکشان جامعه تا چه میزان بالا رفته است. اقلام باارزش غذایی همچون گوشت ومرغ، لبنیات و شیر و میوه جات و آجیل کم کم در حال محو شدن ازسفره فرودستان است تا آنجا که مسئولان از مردم می‌خواهند خوردن میوه و شیر را فراموش نکنند! حتی کربوهیدارات‌های باارزش مثل نان نیزاز این آسیب بی نصیب نمانده است. مثالی می‌زنم. از سال‌های میانی دهه چهل تا سال گذشته خریدن یک نان برای بسیاری از اقشار میسر بود ولی هم اکنون نان نسیه و نصفه نان دوباره به نانوایی ها بازگشته است و یا نان به شکلی طبقاتی عرضه می‌شود. نان با کیفیت بالا به قیمت بالا برای ثروتمندان و طبقه متوسط و نان کوچک با کیفیت پایین برای فرودستان و زحمتکشان.

وزارت بهداشت و درمان این روزها مشغول کار‌های مهمتری است. طرح تحول سلامت و توجه به درمان به جای پیشگیری ازخصلت‌های دولت‌های سرمایه داری است. یعنی توجه زیاد به رانت‌های مسیر سلامت (درمان) به جای توجه به ابتدای این مسیر (یعنی محیط زیست و تغذیه).

غذاهای آشغال!
وی درادامه به اهمیتی که مواد ارایه‌شده درسوپرمارکت‌ها برتغذیه دارند، اشاره کرد و گفت: دومین نکته افزایش خوراکی‌هایی است که درادبیات جهانی تغذیه به نام" JUNK FOOD " و یا غذا‌های آشغال شناخته می‌شود. شما اگربرای رفع گرسنگی درخیابان به یک سوپرمارکت بروید چه چیزی ازشما استقبال می‌کند؟ قفسه‌های سوپرمارکت ها آکنده ازموادقندی،شیرینی جات،نوشیدنی‌های پرقند ویا چیپس و پفک‌های شورو پرروغن و پنیر پالم! است که اولا خصلتی معتاد کننده داشته و ثانیا به جز کالری بالا و پرضررهیچ سودی ندارند و به نوعی جاده صاف کن دیابت نوع دو و بیماری‌های متابولیکی-عروقی هستند. وی همچنین گفت: حال فرض کنید به یک فست فود که درنزدیکی خانه ومحل کارهمه ما وجود دارد، مراجعه می‌کنید. چه چیز انتظار شما را می‌کشد؟ سالاد میوه؟ سبزیجات خام و پخته؟ گوشت‌های کم چرب و پخته شده؟ خیر بلکه بدترین مواد غذایی (نمک و چربی) در ترکیب غذاها وجود دارد که با بدترین شیوه‌های پخت یعنی غوطه‌ وری در روغن‌های نباتی اکسید شده تهیه می‌شود. با چنین محیط زندگی و آنچه ما را محاصره کرده است چه انتخابی برایمان باقی می‌ماند. حال به همه اینها اضافه کنید تبلیغات رنگارنگ پفک و چیپس و نوشابه در رسانه ملی و یا بیلبورد‌های عظیم جذاب در سطح شهر که شما را به مصرف هرچه بیشتر تشویق می‌کند.


وظیفه سازمان‌های مسئول چیست؟
مزدک دانشوردرادامه ودرباره وظیفه سازمان‌ها درتغذیه مردم توضیح داد: به قول قدیمی‌ها "همه‌چیزمان باید به همه‌چیزمان بیاید!" وقتی که خصوصی سازی
وجهه عمل و شعار اصلی 20 ساله پس از جنگ است و همه مسئولیت‌ها از امنیت جان و خیابان گرفته تا آموزش ابتدایی در حال واگذاری به بخش خصوصی است، جایی برای مداخله نهاد‌های دولتی در زمینه تغذیه باقی نمی‌ماند. وی تصریح کرد: اگر بخواهیم تاریخی به این مسئله بنگیریم، وزارت بهداشت از ابتدای پیدایش دولت مدرن مسئول تعیین کیفیت تغذیه مردم است. اما وزارت بهداشت و درمان این روزها مشغول کار‌های مهمتری است. طرح تحول سلامت و توجه به درمان به جای پیشگیری ازخصلت‌های دولت‌های سرمایه داری است. یعنی توجه زیاد به رانت‌های مسیر سلامت (درمان) به جای توجه به ابتدای این مسیر (یعنی محیط زیست و تغذیه).
عضو انجمن جامعه‌شناسی ایران با ذکر مثالی ادامه داد: مثالی می‌زنم. دولت نیکسون در سال 1971 یک برنامه پرسروصدا و پرخرج برای مبارزه با سرطان اعلام کرد. این برنامه بودجه عظیمی را برای شناخت زودهنگام سرطان تخصیص داده بود. در نگاه اول این کاربه نظر یک قدم بزرگ است حال آنکه این دولت گامی برای شناخت دلایل افزایش سرطان در جامعه آمریکا برنداشت. تاثیر سیگار و مواد دخانی، مواد شیمیایی موجود در مواد خوراکی، سموم کشاورزی و دیگر آلاینده‌های محیط زیست بر ایجاد سرطان به صورت ضمنی پذیرفته شده است ولی گام‌های اندکی برای ممنوع کردن استفاده از این مواد در تغذیه مردم برداشته شده است.
بی‌توجهی همگان به تغذیه در ایران
دانشوربا تاکید براینکه توجه چندانی به تغذیه مردم نمی‌شود،اظهارکرد: درایران نه فقط متولیان بهداشت و درمان، که پزشکان قسم خورده و متخصصان تغذیه نیز چندان توجهی به تغذیه کلی مردم ندارند. آنها به صورت موعظه گران مدرن درتلویزیون و یا دیگر رسانه‌های مکتوب ظاهرمی‌شوند و به شهروندان توصیه می‌کنند که سبزی و میوه بخورند و از شکر نمک و چربی پرهیز کنند. حال آنکه ما از آنها نمی شنویم که مثلا به واردات شکر اعتراض کنند و یا از میزان بالای شکر موجود در نوشابه‌های بازار انتقاد کنند. آنها از عوارض فست فودها می‌نویسند ولی ما هیچگاه ندیده ایم که به شهرداری ها بابت ارایه مجوزتاسیس به فست فودها اعتراض کنند. آنها در تلویزیون ظاهر می‌شوند و یا حتی پولی هم بابت این تبلیغ پرداخت می‌کنند ولی هیچگاه به تلویزیون بابت پخش آگهی پفک و چیپس و نوشابه اعتراضی ندارند. آنها برای تغذیه کودکان و نوجوانان رهنمود ارایه می‌دهند ولی هرگزبه حضورماشین‌های خودکار شکلات فروشی وچیپس فروشی در مدارس اعتراض نمی کنند. با این وضع امیدی به تغییر تغذیه عمومی و بهبود آن وجود ندارد وبه نظرمی‌آید که حرف قدیمی ها درست است وهمه چیزمان به همه چیزمان می‌آید!

اضافه کردن نظر


کد امنیتی
تازه سازی